موارد استعمال : اخراج ملتجى الحرم پس از جنايت حرام است . شرح لمعه ، كتاب حج
ملتزم -
چيزى كه به آن ملتزم و متمسك شوند . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقها ، ما بين درب كعبه و حجر الاسود را گويند و بنابر قولى پشت كعبه است .
موارد استعمال : التزام يعنى ، دستها را حالت باز گذارد به ديوار بيت و شكم خد خود را به آن بچسباند و ملتزم مستحب است . جواهر الكلام ، ج 19 ، ص 354
ملتفت -
كسى كه برگردد و به كسى و يا چيزى نگاه كند .
در عرف فقيهان ، نمازگزارى را گويند كه با چشم و روى به طرف راست و يا چپ نگاه مىكند .
موارد استعمال : ثواب نماز ملتفت كمتر است . شرح لمعه ، كتاب صلات
ملتقط -
كسى كه بدون طلب و قصد چيزى را بدست آورد .
در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه لقطه و يا لقيط را بردارد .
موارد استعمال : در صحت التقاط بلوغ و عقل ملتقط شرط است . شرح لمعه ، كتاب لقطه
ملتقطة -
چيز برچيده و از زمين گرفته شده .
در عرف فقها ، سنگريزههايى را گويند كه بهطور طبيعى باشند و به وسيلهء شكستن سنگ بزرگ به وجود نيايند .
موارد استعمال : ملتقطه بودن در رمى جمره مستحب است . شرح لمعه ، كتاب حج
ملتقى الختانين -
به هم پيوستن ختانين ( آلت مرد و زن ) را گويند .
موارد استعمال : حرف زدن در ملتقى الختانين موجب لالى فرزند است .
الكافى ، ج 5 ، ص 498
ملح -
نمك .
موارد استعمال : در ابتداى طعام شروع با ملح مستحب است . الكافى ، ج 6 ، ص 326
ملحفة -
روپوشى كه زنان از روى لباسهايشان مىپوشند و ملائه نيز به آن گفته مىشود .
موارد استعمال : دادن ملحفهء زن به مردان فرض است . طلبة الطلبه ، كتاب رضاع
ملقوح -
آنچه در رحم مادر است ، جمع آن ملاقيح است . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : از بيع ملاقيح نهى شده است . مجمع البحرين
ملقوط دار الحرب -
بچهاى كه در بلاد كفر از سر كوچه و خيابان پيدا شود . و نيز لقيط به آن گفته مىشود .
موارد استعمال : ملقوط دار الحرب در صورتى كه مسلمان در آنجا باشد ، محكوم به اسلام است . شرح لمعه ، كتاب لقطه
ملك -
عبارت است از اختيار قانونى شخص بر اشيا يا اموال يا اشخاص ديگر . ترمينولوژى حقوق ؛ معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : بيع عبارت است از ايجاب و قبول كه دلالت مىكند بر نقل ملك در مقابل عوض معلوم . شرح لمعه ، كتاب متاجر