باشد .
در عرف فقيهان ، مقصود از آن معتق ( آزاد كنندهء برده ) مىباشد .
موارد استعمال : زوج و زوجه نصف و ربع تركه مىبرند و باقى به منعم مىرسد .
شرح لمعه ، كتاب ارث
منفرد -
تنها ، يكّه .
در فقه ، كسى است كه نماز را بهطور انفرادى و بدون شركت در نماز جماعت مىخواند .
موارد استعمال : منفرد در اثناء نماز نيت اقتدا نمىتواند بكند .
تحرير الوسيله ، كتاب صلات
منفوس -
بچهاى كه تازه از مادر متولد شده باشد .
موارد استعمال : منفوس ارث نمىبرد مگر اينكه صدايى از او شنيده شود .
طلبة الطلبه ؛ مجمع البحرين
منقّلة -
پوستهايى كه در روى استخوان ديده مىشود . قاموس فقهى
در عرف فقها ، 1 ) جراحتى را گويند كه احتياج داشته باشد بر اينكه استخوان در آن از جايى به جاى ديگر منتقل شود .
2 ) جراحتى است كه در اثر شكستن استخوان از آن استخوانهاى كوچك بيرون آيد .
موارد استعمال : ديهء جراحت منقله پانزده شتر است .
من لا يحترم ماله -
كسى است كه مال او از نظر شرع محترم نيست و حق ندارد در مال خود تصرف نمايد مانند كافر حربى .
حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه
موارد استعمال : سرقت از مال « من لا يحترم ماله » موجب قطع نمىشود .
شرح لمعه ، كتاب حدود
من لا يصلح للتّملك -
كسى كه صلاحيت تملك ندارد ، مانند محرم كه به قصد تملك شكار مىنمايد . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه
موارد استعمال : بودن اثر در روى پرندهء شكار شده دليل نمىشود بر اينكه قبلا مالك داشته به علت اينكه ممكن است اثر از من لا يصلح للتملك باشد .
شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه
منى -
محلى است كه در نزديكى مكهء معظمه ، حجاج ايام تشريق را در آنجا مىگذرانند و به علت اينكه خون حيوانات در آنجا ريخته مىشود منى ناميده شده .
موارد استعمال : يكى از مناسك منى حلق است . شرح لمعه ، كتاب حج
منىّ -
گرد و غبار ضعيف و بريده بريده و پراكنده .
در عرف فقها ، آبى را گويند كه از آلت مرد و يا زن به صورت غليظ و جهنده خارج مىشود و پس از خروج شهوت دفع مىشود و اولاد از آن به وجود مىآيد .
مستمسك عروة الوثقى ؛ مجمع البحرين
موارد استعمال : يكى از نجاسات منى مىباشد . شرح لمعه ، كتاب طهارت
منيحة -
شترى كه به عنوان بخشش و عطا داده مىشود . معجم لغة الفقهاء