تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
حواله را قبول نمايد . طلبة الطلبه ، كتاب حواله

ملاحظة -

با گوشهء چشم نگاه كردن . موارد استعمال : تيز كردن كارد درحالىكه حيوان مذبوح دارد ملاحظه مىكند مكروه است . شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه

ملاعبة -

شوخى كردن مرد با زن . موارد استعمال : اگر در اثر ملاعبه در ماه رمضان منى خارج شود قضا و كفاره ، هر دو واجب مىشود . البته در صورتى كه خروج منى عادى باشد . شرح لمعه ، كتاب صوم

ملاعن -

كسى كه در مقابل لعن طرف لعن نمايد . شرح لمعه در فقه ، كسى را گويند كه عمل لعان انجام دهد . موارد استعمال : ملاعن بايد بالغ و عاقل باشد . شرح لمعه ، كتاب لعان

ملاعن -

جمع ملعنة ( كارى كه موجب لعنت مىشود مانند تغوّط در راهها و سايهء درخت و كنار رودخانه ) است . موارد استعمال : در حديث است از ملاعن سه‌گانه پرهيز نماييد . مجمع البحرين

ملاعنة -

زنى كه عمل لعان انجام دهد . موارد استعمال : در ملاعنه كمال و سلامتى از كرى و لالى معتبر است . شرح لمعه ، كتاب لعان

ملاقات -

اصابت و مباشرت . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : ملاقات چيزهاى خشك با نجس موجب نجاست نيست . تحرير الوسيله ، ج 1 ، ص 121

ملاقيح -

آنچه در رحم مادر است . موارد استعمال : از فروش ملاقيح نهى شده است . مجمع البحرين

ملامسة -

لمس كردن يكديگر . موارد استعمال : در حديث است كه از بيع الملامسه ( دست بگذارد روى جنس و بگويد اين مال من است ) نهى شده است . مجمع البحرين

ملاء -

پر شده جمع ملئ . موارد استعمال : در حديث است كه در وضو بايد سه كف ملاء آب باشد . مجمع البحرين

ملبّد -

كسى كه از پشم نمد مىسازد . در فقه ، كسى را گويند كه موى سر خود را با عسل و يا سقز مانند نمد به هم بچسباند . موارد استعمال : براى ملبد مستحب است در حج سر خود را بتراشد . شرح لمعه ، كتاب حج

ملبّن -

قالب آجر . موارد استعمال : ملبن به عهدهء اجير است . طلبة الطلبه ، كتاب اجاره

ملبّى -

كسى كه لبيك‌هاى واجب در حج را گويد . موارد استعمال : شهيد در روز قيامت به صورت ملبّى محشور مىشوند . طلبة الطلبه ، كتاب طهارت

ملتاث الادرة -

جوانى را گويند كه خصيهء او حالت استرخاء داشته باشد . ملتاث الادره بودن علامت خير و صلاح است . الكافى ، ج 6 ، ص 51

ملتجى الحرم -

كسى كه پس از ارتكاب جنايت از ترس مجازات به حرم مكهء معظمه پناهنده شود .