ملك الموت -
ملائكهاى كه امور مرگومير به آنها محول شده است در موقع آمدن ملك الموت خواندن سورهء يس مستحب است . جواهر الكلام ، ج 4 ، ص 22
ملك اليمين -
مالك شدن كنيزكان از راه خريد و غير خريد .
موارد استعمال : با ملك اليمن كنيز براى مرد حلال مىشود . فرهنگ معارف اسلامى
ملكة -
صفت و حالتى را گويند كه در نفس آدمى رسوخ نمايد .
موارد استعمال : عدالت عبارت است از ملكهاى كه صاحبش را به مراعات تقوا وادار كند . شرح لمعه ، كتاب صلات
ملموسة الابن -
زنى را گويند كه پسر شخص با آن تماس بدنى ( دست بمالد و يا بوسه زند ) داشته باشد .
موارد استعمال : ازدواج با ملموسة الابن مكروه است . شرح لمعه ، كتاب نكاح
ملّة -
مسلك فلسفى .
در عرف فقيهان ، اصول شرايع است كه به وسيلهء پيامبران به مردم ابلاغ شده است . كشّاف ؛ قاموس قرآن
موارد استعمال : « المرتد عن ملة » تا زنده است مالكيت او از او سلب نمىشود .
شرح لمعه ، كتاب حدود
ملئ -
ثروتمند با قدرت .
در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه قدرت پرداخت دين خود را داشته باشد . طلبة الطلبه
موارد استعمال : براى محتال ( طلبكار ) واجب نيست حواله را حتى به ملئى قبول كند . شرح لمعه ، كتاب حواله
ملّى -
مرد مرتدى كه ارتداد او ملى باشد .
موارد استعمال : در صورت تكرار ارتداد از ملى در مرتبهء چهارم كشته مىشود .
شرح لمعه ، كتاب حدود
ملّيّة -
زنى كه به طريق ارتداد ملى مرتد مىشود .
موارد استعمال : از زن مليه توبه خواسته مىشود ، در صورت توبه نكردن زندانى مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود
مليىء -
شخص ثروتمند و ملى هم گويند . قاموس فقهى
در عرف فقها ، كسى را گويند كه جهت پرداخت ديون خود اموالى داشته باشد .
موارد استعمال : قبول حواله به شخص مليىء براى محتال واجب نيست .
شرح لمعه ، كتاب حواله
ممارات -
مجادله در امورى كه مورد شك و ترديد است .
موارد استعمال : از ممارات نهى شده است و بهترين شريك آن است كه ممارات نكند . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه ، كتاب شركت
مماطل -
كسى كه در كار تأخير مىكند ، كارى را امروز و فردا كردن .
در عرف فقيهان ، 1 ) كسى است كه در اعمال حق شفعه تأخير نمايد .
موارد استعمال : حق شفعهء مماطل ساقط مىشود . شرح لمعه ، كتاب شفعه
2 ) كسى را گويند كه در پرداخت بدهى تأخير كند .