مىدهند .
در عرف فقها ، بدهكارى را گويند كه احضار او را در زمان معين شخص ثالث به عهده بگيرد .
موارد استعمال : در كفالت فقط رضايت كفيل و مكفول له شرط است و رضايت مكفول شرط نيست . شرح لمعه ، كتاب كفالت
مكفول به -
مالى است كه پرداخت آن بر مكفول واجب است .
موارد استعمال : با تسليم مكفول و يا پرداخت مكفول به كفيل برىء الذمه مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب كفالت
مكفول له -
صاحب حق را گويند كه به نفع او شخص ثالثى تعهد كرده كه بدهكار او را در زمان معين و يا هر موقع كه او بخواهد احضار نمايد .
موارد استعمال : در كفالت رضايت مكفول له شرط است . شرح لمعه ، كتاب كفالت
مكفهرّة -
ابر غليظ و سياه . لسان العرب
در عرف فقيهان ، روى عبوس و غير گشاده است .
موارد استعمال : با اهل معاصى بايد با روى مكفهرّ ملاقات كرد . مفتاح الكتب الاربعه
مكلّب -
كسى كه سگها را جهت شكار تعليم مىدهد و آنها را مسلط مىكند .
طلبة الطلبه ، كتاب صيد ؛ مجمع البحرين
عدهاى از فقها مىگويند مكلّبين ( جمع مكلّب ) در آيهء مباركهء 5 سورهء مائده دلالت دارد بر اينكه شكار كلب معلم حلال است .
مجمع البيان ، ج 1
مكوك -
بر وزن رسول ، مدّ .
موارد استعمال : در حديث است كه عرض كرد زن من از شير خود به مقدار مكوك دوشيد و به جاريهء من خورانيد .
مجمع البحرين
مكّة -
شهر معظم و پربركتى است كه مسجد الحرام و كعبه در آن قرار دارد . در قرآن كريم با چهار اسم ناميده شده است : بلدة ، ام القرى ، القرية ، مكة . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : حج تمتع براى كسى واجب است كه از مكه چهل و هشت ميل دور باشد . شرح لمعه ، كتاب حج
مكّىّ -
شخص منسوب به مكه .
در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه در شهر مكه و اطراف آن تا 48 و يا 12 ميلى سكونت دارد .
موارد استعمال : كسى كه نذر كرده كه حج به جا آورد و تعيين نوع حج را نكرده است در انجام حج قران ، افراد ، تمتع مخير است و لو اينكه مكّىّ باشد . شرح لمعه ، كتاب حج
مكيل -
چيزى كه با پيمانه خريد و فروش شود . قاموس قرآن
موارد استعمال : در مكيل به وجود آمده از زمين زكات مستحب است . شرح لمعه ، كتاب زكات
ملائة -
غنى بودن و زيادى مال . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان ، عبارت است از اينكه شخص به مقدارى كه براى پرداخت ديون خود ضرورت دارد مال داشته باشد .
موارد استعمال : در حديث است كسى كه حواله داده مىشود به شخص ملئ بايد