موارد استعمال : سرايت قصاص به عهدهء مقتص نيست . شرح لمعه ، كتاب قصاص
مقتصّ به -
1 ) شخص مجنّى عليه است .
2 ) عضو مجنى عليه را گويند .
موارد استعمال : يكى از شرايط قصاص تساوى مقتصّ به و منه است .
شرح لمعه ، كتاب قصاص
مقتصّ منه -
1 ) شخص قاتل را گويند .
2 ) عضوى است كه به عنوان قصاص مورد جرح و قطع قرار مىگيرد .
موارد استعمال : مساوات در قصاص لازم است مگر جايى كه مقتص منه اخفض ( پستتر ) باشد . شرح لمعه ، كتاب قصاص
مقدّر شرعىّ -
مجازاتى كه شرعا اندازه و مقدار آن تعيين شده است .
موارد استعمال : هر عمل خلاف كه در ارتكاب آن مقدر شرعى وجود ندارد مرتكب آن تعزير مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود
مقدّمات -
امورى است كه براى شروع در امرى لازم است . فرهنگ معارف اسلامى
موارد استعمال : مقدمات نماز هفت چيز است . شرايع ، كتاب صلات
مقدّمات الوطى -
لمس بدن زن و بوسه زدن به آنرا مقدمات الوطى مىنامند .
حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه
موارد استعمال : مقدمات وطى را به زن نسبت دادن موجب لعان نمىشود .
شرح لمعه ، كتاب لعان
مقدور الناذر -
مورد نذر طورى باشد كه ناذر بتواند در حال و يا آينده آنرا انجام دهد ؛ مانند پرواز كردن نباشد .
موارد استعمال : يكى از شرايط صحت نذر مقدور الناذر بودن مورد نذر است .
شرح لمعه ، كتاب نذر
مقذوف -
سنگ و يا چيز پرتاب شده .
مجمع البحرين
در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه به او نسبت زنا و يا لواط دادهاند .
موارد استعمال : حد قذف با تصديق و تأييد مقذوف ساقط مىشود .
شرح لمعه ، كتاب حدود
مقذوف به -
عمل بدى است ( مانند زنا ، لواط ) كه به ديگرى نسبت داده مىشود .
موارد استعمال : در صورت تقاذف دو نفر حد ساقط مىشود و لو اينكه مقذوف به مختلف باشد . تحرير الوسيله ، كتاب حدود
مقرّ -
برقراركننده . جواهر الكلام
در عرف فقها ، كسى را گويند كه اقرار و اعتراف مىنمايد .
موارد استعمال : مقرّ بايد بالغ و عاقل و خالى از حجر سفهى باشد . شرح لمعه ، كتاب اقرار
مقرض -
وام گيرنده ، وام دهنده
در عرف فقها ، وام دهنده است .
موارد استعمال : مقترض مىتواند با وجود عين قرض مثل آنرا به مقرض پرداخت نمايد . شرح لمعه ، كتاب قرض
مقسوم -
قسمت شده ، بخش شده .
در عرف فقيهان ، مالى را گويند كه فعلا مشترك نباشد خواه قبلا مشترك باشد ، خواه مشترك نباشد .