جايز نيست .
اين حكم بين فقهاى اماميه معروف بلكه بدون خلاف است « 1 » بالجمله برخى از فقهاء از حبس به تحبيس تعبير نمودهاند . حكم تحبيس حكم سكنى است « 2 » .
حبل الحبلة
بچهء جنينى كه در شكم ناقه است ، نتاج النتاج « 3 » .
حبل مصدر و بهمعناى حمل است و حبله جمع حابل است مانند : كتبه و ظلمه كه جمع كاتب و ظالم است « 4 » .
بيع حبل الحبلة
بيعى كه در ميان اهل جاهليت متداول بود بدين معنى بچه جنينى را كه در شكم ناقه بود مىفروختند و بايع مىگفت هرگاه شتر من وضع حمل كرد و سپس كرهاش بارور گرديد و آن نيز زاييد بچهء آن را به تو فروختم .
و تفسير ديگر آن است كه وضع حمل جنين را اجل بيع قرار مىدادند و مشترى تعهد مىنمود كه ثمن را در آن موقع بپردازد ، « بيع نتاج النتاج » ، « البيع الى نتاج النتاج » .
و برخى گفتهاند : حبله بهمعناى رز و غرض بيع انگور بر درخت مىباشد .
على اى تقدير اين معامله به اتفاق عامه و خاصه باطل است از جهت غرر و جهل .
بعلاوه ابن عمر روايت مىكند : « نهى النبى ( ص ) عن بيع حبل الحبلة « 5 » . »
حجر
در لغت : باز داشتن ، تضييق ، منع . و بدين جهت حرام « حجر » ناميده شده است يعنى چون فعل حرام ممنوع است چنان كه فرمود : « . . . و يقولون حجرا
هامش
( 1 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 514 .
( 2 ) . شرح لمعه ج 1 ، ص 233 .
( 3 ) . الصحاح ج 4 ، ص 1665 ، معانى الاخبار ، ص 278 .
( 4 ) . شرح زرقانى برموطا مالك ج 3 ، ص 301 ، مغنى المحتاج ج 2 ص 30 .
( 5 ) . المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ص 157 ، شرح زرقانى ج 3 ، ص 302 ، بداية المجتهد ج 2 ، ص 147 .
تذكرة الفقهاء ج 1 ، ص 468 ، لسان العرب ذيل « حبل » .