فصاحب السلعة بالخيار اذا ورد السوق » « 1 » .
بدين معنى كه بايع ( كاروانيان ) پس از داخل شدن به بازار و تحقق غبن حق خيار دارد « 2 » .
تنجيز
از جمله شرائط عقد تنجيز است كه گاهى از آن به جزم تعبير مىشود . و غرض از آن اين است كه معلق بر امرى نباشد بدان منظور كه عقد در صورت وجود آن امر محقق گردد و در غير آن صورت منتفى باشد .
دليل اعتبار اين شرط چنان كه شيخ انصارى ( ره ) فرموده است اجماع است « 3 » .
ر ك : تعليق .
توليه
هرگاه بايع مبيع را به قيمت خريد ( رأس المال ) بفروشد اين بيع توليه ناميده مىشود « 4 » . ر ك : بيع مساومه .
[ « ث » ]
ثمن
بها ، عوض ، مقابل مثمن ، ج : أثمان .
در كشاف اصطلاحات الفنون مىنويسد :
ثمن چيزى است كه متبايعين در بيع بر آن اتفاق نموده و آن را عوض مبيع قرار مىدهند .
و اما قيمت ، چيزى است كه به تقويم و ترويج اهل بازار معين مىگردد يعنى نرخ بازار كه ممكن است مساوى ثمن يا بيشتر يا كمتر از آن باشد « 5 » .
بالجمله چنان كه در رياض و مسالك افاده مىكند :
هامش
( 1 ) . الخلاف ج 2 ، ص 76 .
( 2 ) . المغنى ( ابن قدامه ) ج مذكور ، ص مذكور ، مغنى المحتاج ج مذكور ، ص مذكور ، بداية المجتهد ج 2 ، ص 165 .
( 3 ) . تذكرة الفقهاء ج 2 بدون شمارهء صفحه ، مكاسب شيخ انصارى ، ص 99 .
( 4 ) . فرهنگ حقوقى ( جعفرى لنگرودى ) ، ص 70 .
( 5 ) . كشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ، ص 178 .