تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
را در ذمه و به‌طور مؤجل بخرند و بفروشند و پس از پرداخت ثمن سود آن را تقسيم نمايند « 1 » . ب - يك نفر شخص با آبرو و صاحب اعتبار اشيايى را در ذمه بخرد و فروش آنها را به شخص گمنامى محول نمايد و شرط كنند كه ربح بين آنها مشترك باشد . ج - يك شخص وجيه و داراى اعتبار فاقد سرمايه با يك شخص گمنام سرمايه‌دار شريك شوند كه عمل از وجيه و سرمايه از پولدار و نيز در دست وى باشد و آنچه ربح عايد گردد بين خود تقسيم نمايند . د - شخص وجيه مال گمنامى را به زيادت ربح بفروشد تا در آن ربح سهمى داشته باشد « 2 » . شركت وجوه ، چنان كه در كتاب تذكرة الفقهاء مىنويسد در نظر اماميه باطل است . و نيز شافعى و مالك آن را باطل دانسته‌اند . اما ابو حنيفه آن را فى الجمله جايز دانسته است « 3 » .

شعوذه - شعبده

سبكى و چالاكى دست كه بدان وسيله چيزى در نظر بر غير اصل خود نمايد مانند سحر « 4 » . و به عبارت ديگر شعبده حركات سريع را گويند كه موجب اشتباه و انتقال حس از چيزى به شبيه آن گردد چنان كه شخص آتشى را كه دائره‌وار مىگردد به شكل دائره متصل مىبيند . و بالاخره چنين حركاتى را كه افعال شگفت‌انگيز بر آنها مترتب مىگردد
هامش
( 1 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 331 ، مغنى المحتاج ، ج 2 ، ص 212 ، الهدايه ( شرح بداية المبتدى ) ج 3 ، ص 9 ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 5 ، ص 12 . ( 2 ) . تذكرة الفقهاء ج 2 كتاب شركت ، حدائق الناضره ج مذكور ، ص مذكور ، رياض المسائل ج 1 كتاب شركت . ( 3 ) . تذكرة الفقهاء ج 2 كتاب شركت ، حدائق الناضره ج مذكور ، ص مذكور ، بداية المجتهد ج 2 ص ، 252 ، مغنى المحتاج ، ج مذكور ، ص مذكور . ( 4 ) . لسان العرب مادهء « شعذ » .
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى ) — صفحة 117 | محسن جابرى عربلو