بر حكم شرعى است . به تعبير ديگر عمل قياس همان حمل كردن فرع بر اصل است در حكمى كه شرعا براى اصل ثابت است .
به هر ترتيب قياس از اماراتى است كه از ديرباز معركهء آراء ميان فقها بوده است . علماى اماميّه به پيروى از اهل بيت عليهم السلام عمل بدان را باطل دانستهاند ، از فرق ديگر فرقههايى همچون ظاهريّة ( اصحاب داود بن خلف پيشواى اهل ظاهر ) ، حنبلى ، مالكى براى قياس ارزش و اعتبارى قائل نشدهاند . شافعىها نيز به تبع محمد بن ادريس شافعى راه ميانه را در پيش گرفتهاند .
اوّلين كسى كه عمل به قياس را گسترش بخشيد ابو حنيفه بود و پس از او گروهى از شافعيان و مالكيان نيز بدان عمل مىكردهاند .
حتى دستهاى در مورد قياس مبالغه نموده و آن را بر اجماع مقدم مىداشتند و يا بعضى احاديث را با قياس رد مىنمودند ، يا آيات را با قياس تأويل مىكردند .
اين در حالى است كه علماى شيعه به پيروى از پيشوايان معصوم خود با عمل به قياس بشدّت به مخالفت برخاستهاند . و كلمات صادره از اهل بيت عليهم السلام از قبيل : « انّ دين اللّه لا يصاب بالعقول » و « انّ السّنّة اذا قيست محق الدّين » و « أوّل من قاس ابليس و من حكم فى شىء من دين اللّه برأيه خرج من دين اللّه » و امثال آن در ميان ايشان به گونهء زايد الوصفى شايع است .
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: محمد حسين مختارى مازندرانى
ص٢٠٤