تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
گوينده آن معنا را قصد نكرده بلكه معناى ديگرى را اراده كرده باشد . براى مثال چنانچه گوينده از لفظ ، معناى مجازى را قصد كرده باشد ، نظير استعمال لفظ اسد در رجل شجاع ، منتها شنونده به محض شنيدن لفظ « اسد » ذهنش به معناى حقيقى آن يعنى حيوان مفترس منتقل مىشود ، با اينكه اين معنا مقصود گوينده نمىباشد و همچنين است الفاظى كه از سوى شخص ساهى يا نائم و يا غالط صادر مىشود كه بلافاصله ذهن سامع به معناى آن الفاظ منتقل مىگردد .

دلالت تنبيه

منظور از دلالت تنبيه يا دلالت ايماء بسان دلالت اقتضاء قصد و اراده به حسب عرف در آن شرط است و ليكن صدق و صحّت كلام بدان موقوف نبوده بلكه سياق كلام به گونه‌اى است كه مخاطب به ارادهء لازم آن قطع حاصل مىكند يا احيانا عدم ارادهء آن را بطور كلّى بعيد مىشمارد . مانند جملهء : « بطل البيع » در پاسخ به قائلى كه مىگويد « بعت السّمك فى النّهر » ( ماهى در نهر را فروختم ) از اين كلام چنين استفاده مىشود كه قدرت بر تسليم در بيع شرط است .