حسى
آنچه كه به واسطه حواس پنجگانه معلوم شده باشد حس ناميده مىشود .
حصر اضافى
عبارت است از نفى حكم از بعضى ما سواى مانند :
وَ ما مُحَمَّدٌ
( صلّى اللّه عليه و آله )
إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ *
. . . كه مؤمنين راجع به پيامبر دو امر را معتقد بودند .
1 - رسول است .
2 - مخلد و جاودانه است و هرگز نمىميرد .
آيهء شريفه مىگويد « پيامبر منحصرا رسول است » يعنى مخلد نيست و نفى خلد مىكند ، نه نفى ساير صفات .
حصر بالمعنى الاعم
عبارت است از مطلق امورى كه مفيد حصر هستند و لو مستقيما و بالمطابقه نباشد ، بلكه بالملازمه و بالمفهوم باشد . مثل استثنا كه معناى التزامى آن « حصر » است ولى اختصاص به حصر ندارد و معناى مطابقىاش اخراج است مثل :
« فشربوا منه الّا قليلا » كه الاى استثنائيه است ، مراد از حصر در بحث مفهوم حصر همين معناى حصر بالمعنى الاعم مىباشد .
حصر بالمعنى الاخص
عبارت است از همان قصر به اصطلاح علماى بلاغت كه مىگويند : « القصر فى اللغة الحبس » و منه قوله تعالى :
حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ .
و در اصطلاح اين است كه چيزى را به چيزى ديگرى تخصيص داده شود به روش مخصوصى .