گندم را حرام كرده است ، و فقيهى استنباط مىكند كه : گندم به علت پيمانهاى بودن ، مكيل بودن ، داراى حكم حرمتشدهء و با اينگونه برداشت ، حكم مزبور را براى هر چيز پيمانهاى ثابت مىداند .
تخريج مناط از اقسام قياس مستنبط العلة است كه شيعه آن را حجّت نمىداند .
تخصص
آن است كه عنوان عام ، از همان به دو امر بدون اينكه تخصيص بخورد فى حد نفسه شامل اين افراد نمىشد كه خروج موضوعى دارند .
مثلا وقتى مىگويد : « اكرم العلماء » ، اينجا جهال تخصصا بيرون هستند و نيازى به تخصيص ندارند . نظير استثناى منقطع كه « جاءنى القوم الا حمارا » باشد .
حمار ، از اول ، داخل در قوم نبود تا بعد استثنا شود بلكه از اول ، بيرون بوده است .
تخصيص
عبارت از خارج نمودن بعضى از افراد موضوع از تحت شمول حكم كه براى عام ثابت است ، يا ممتاز كردن بعضى از افراد تحت شمول يك موضوع مبتنى بر بيان خصوصيت است . بعد از اينكه موضوعا داخل هستند يعنى عنوان عام فى نفسه شامل آنها هم مىشود ، لكن به توسط تخصيص و تبصره ، اين افراد را از تحت حكم عام بيرون مىبريم مثل : « اكرم العلماء الا الفاسقين منهم » .
مورد تخصيص شبيه مستثناى متصل است . مثل : « جاءنى القوم الّا زيدا » كه زيد موضوعا داخل در قوم است ولى حكما خارج است .