تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

( ت )

تبادر « 1 »

عبارت است از سبقت گرفتن يك معنى به ذهن انسان در مقابل ساير معانى مثلا در ذهن ما هزاران معنى انبار شده ، حال انسان وقتى لفظ خاصى را مىشنود از آن معانى ذهنى يكى زودتر از همه حاضر مىشود اين تبادر است ، تبادر دو قسم است : 1 - تبادر يك معنى از نفس لفظ بدون هيچ‌گونه قرينه‌اى ( مثل تبادر حيوان مفترس از رأيت اسدا ) 2 - تبادر معنى از لفظ به كمك قرينه « مثل رأيت اسدا يرمى » كه با آمدن قرينه معناى مجازى تبادر مىكند حال قسم اولى علامت حقيقت بودن است نه قسم ثانى .

تباين

هرگاه نسبت بين دو مفهوم كلى چنين باشد كه هيچ‌گاه هيچ‌يك از آنها بر هيچ فردى از افراد آن ديگرى صادق و منطبق نباشد مانند مفهوم حجر با شجر و انسان با بقر آن دو نسبت را تباين كلى يا تباين مطلق و اين دو كلى را متباينين خوانند .
هامش
( 1 ) . اصول الفقه ج 1 ص 23 .