تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

واجب غير موقت ( غير فورى )

آن است كه تأخيرش از اول ازمنه امكان ، جايز باشد ، مثل نماز بر ميت قضاى نمازها و روزه‌ها ، اداى زكات و خمس . . .

واجب كفائى « 1 »

آن است كه بر همگان واجب مىشود ولى با انجام دادن بعضى از عهدهء ديگران ساقط مىگردد چون مطلوب در آن ، اصل فعل است از هركس صادر شود ؛ لذا با صدورش از يك نفر از بقيه ساقط مىگردد ، مثل : جواب سلام .

واجب مشروط « 2 »

در مقايسه واجب با امور خارج از ذات آن گاهى واجب مشروط است و آن عبارت است از واجبى كه اصل وجوب واجب متوقف باشد بر چيزى كه وجود واجب خارجا متوقف برآن است ، مانند : صلاة نسبت به دخول وقت كه تا وقت داخل نشود وجوب محقق نيست .

واجب مضيق « 3 »

مقدار زمانى كه شرع مقدس براى آن اختصاص داده مساوى باشد با مقدار زمانى كه اتيان به واجب طول مىكشد ، مثلا 12 ساعت ( صوم رمضان ) .

واجب مطلق « 4 »

عبارت است از آن واجبى كه اصل وجوب واجب ، متوقف نباشد بر چيزى كه وجود واجب خارجا بر او متوقف است مانند صلاة نسبت به طهارت كه به
هامش
( 1 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 92 . ( 2 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 87 . ( 3 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 94 . ( 4 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 87 .
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 202 | احمد قلى زاده