واجب غير موقت ( غير فورى )
آن است كه تأخيرش از اول ازمنه امكان ، جايز باشد ، مثل نماز بر ميت قضاى نمازها و روزهها ، اداى زكات و خمس . . .
واجب كفائى « 1 »
آن است كه بر همگان واجب مىشود ولى با انجام دادن بعضى از عهدهء ديگران ساقط مىگردد چون مطلوب در آن ، اصل فعل است از هركس صادر شود ؛ لذا با صدورش از يك نفر از بقيه ساقط مىگردد ، مثل : جواب سلام .
واجب مشروط « 2 »
در مقايسه واجب با امور خارج از ذات آن گاهى واجب مشروط است و آن عبارت است از واجبى كه اصل وجوب واجب متوقف باشد بر چيزى كه وجود واجب خارجا متوقف برآن است ، مانند : صلاة نسبت به دخول وقت كه تا وقت داخل نشود وجوب محقق نيست .
واجب مضيق « 3 »
مقدار زمانى كه شرع مقدس براى آن اختصاص داده مساوى باشد با مقدار زمانى كه اتيان به واجب طول مىكشد ، مثلا 12 ساعت ( صوم رمضان ) .
واجب مطلق « 4 »
عبارت است از آن واجبى كه اصل وجوب واجب ، متوقف نباشد بر چيزى كه وجود واجب خارجا بر او متوقف است مانند صلاة نسبت به طهارت كه به
هامش
( 1 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 92 .
( 2 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 87 .
( 3 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 94 .
( 4 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 87 .