2 - اصطلاح دوم : تعبدى يعنى آن تكاليفى و واجباتى كه فلسفه و حكمتش براى ما روشن نيست ، مثل : وجوب جهر قرائت در نماز صبح و مغرب و عشاء و وجوب اخفات در قرائت در ظهرين .
واجب تعيينى « 1 »
عبارت است از آن واجبى كه طلب مولى و امر او بر خصوص همان واجب تعلق بگيرد ، چونكه مصلحت فقط در انجام همان واجب است و عمل ديگرى نمىتواند جانشين او شود و مصلحت او را تامين نمايد ، و محصل غرض مولى باشد مانند نمازهاى يوميّه .
واجب توصلى « 2 »
دو اصطلاح و دو تعريف براى واجب توصلى ذكر كردهاند :
1 - اصطلاح اول : توصلى عبارت است از واجباتى كه قصد قربت در آنها معتبر نيست بلكه به هر قصدى كه اتيان شود مقصود مولى حاصل مىگردد چون مطلوب ، اصل وجود آن است نه ايجادش قربة الى اللّه تعالى ، مثل : انقاذ غريق ، دفن ميت ، ازالهء نجاست از مسجد .
2 - اصطلاح دوم : توصلى . يعنى آن واجباتى كه ملاك ، مصلحت و فلسفهاش براى ما معلوم باشد و كاملا بدانيم كه غرض مولى از امر به اين عمل چه بوده .
مثلا مىدانيم كه مولى امر كرده به نماز چون « انّ الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر » .
هامش
( 1 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 90 .
( 2 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 69 .