( و )
واجب « 1 »
عبارت است از آن عملى كه حكم شرعى به او تعلق مىگيرد و پس از تعلق حكم شرعى اين عمل نام واجب به خود مىگيرد مثل صلاة و صوم .
واجب اصلى
عبارت است از آن واجبى كه بالاصاله مراد و مقصود متكلم از اين كلام بوده باشد به عبارت ديگر ، اولا و بالذات اين كلام القا شده ، به منظور افاده همان واجب مانند اقيموا الصلاة .
واجب اصلى غيرى
در موردى كه نفس عمل داراى مصلحت نيست بلكه مصلحت در غير آن است « مانند و اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهكم » كه امر فاغسلوا اصالتا و مستقيما در مقام بيان وجوب وضو است اما خود وضو مصلحت ندارد بلكه وضو مقدمه نماز است و مصلحت در آن است .
واجب اصلى نفسى
در موردى است كه نفس همين عمل داراى مصلحت باشد كه هم بالاصالة
هامش
( 1 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 87 .