پرش به محتوای اصلی

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحه 198

پدیدآورندگان:

ص۱۹۸

( و )

واجب « 1 »

عبارت است از آن عملى كه حكم شرعى به او تعلق مىگيرد و پس از تعلق حكم شرعى اين عمل نام واجب به خود مىگيرد مثل صلاة و صوم .

واجب اصلى

عبارت است از آن واجبى كه بالاصاله مراد و مقصود متكلم از اين كلام بوده باشد به عبارت ديگر ، اولا و بالذات اين كلام القا شده ، به منظور افاده همان واجب مانند اقيموا الصلاة .

واجب اصلى غيرى

در موردى كه نفس عمل داراى مصلحت نيست بلكه مصلحت در غير آن است « مانند و اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهكم » كه امر فاغسلوا اصالتا و مستقيما در مقام بيان وجوب وضو است اما خود وضو مصلحت ندارد بلكه وضو مقدمه نماز است و مصلحت در آن است .

واجب اصلى نفسى

در موردى است كه نفس همين عمل داراى مصلحت باشد كه هم بالاصالة
پاورقی
( 1 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 87 .