تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا
طبق اين آيه حكم زناى فاحشه حبس ابد تا وقت مرگ است ولى اين حكم توسط آيهء ديگرى نسخ شده و دستور داده به اينكه : زن بدكاره همانند مرد بدكار بايد حد شرعى بر او جارى شود و در سورهء نور آيه 2 فرموده :
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ .

نص

عبارت است از كلامى كه صريح در مطلوب است و يك درصد هم احتمال خلاف داده نمىشود و دلالتش بر مراد و مقصود متكلم ، يقينى ( صددرصد ) است مثل « ان اللّه على كل شىء قدير » .

نهى « 1 »

قدماى اصوليين ، نهى را به‌معناى طلب ترك معنى كرده‌اند در مقابل مادهء امر كه به‌معناى طلب فعل است و لكن متأخرين اصول نهى را به‌معناى زجر و ردع از فعل گرفتند و مىگويند نهى « نبايد به‌جا آورى » است نه اينكه بايد بجا نياورى و به نظر متأخرين ، تفسير قدماء از باب تفسير الشىء بلازمه بوده نه تفسير الشى بمعناه المطابقى . سر مطلب اين است كه : امر ، متشكل است از « بايد » كه ( بايد به‌جا آورى ) چون در فعل مصلحت است ، و اينكه نبايد ترك شود به حكم عقل است و گرنه ترك عمل ابتدا مفسده ندارد كه مولى طلب كند عدم ترك را .
هامش
( 1 ) . اصول الفقه - ج 1 ص 101 - اصول استنباط ص 107 .