تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
خارج از ذات و حقيقت واجب است . ثانيا وجود واجب خارجا متوقف برآن است و ثالثا عقل استقلالا مىتواند اين توقف ، وابستگى و مقدميت را ادراك كند بدون آنكه از شرع مقدس كمك بجويد ، مثل قطع مسافت نسبت به حج كه عقل توقف حج را بر قطع مسافت ادراك مىكند .

مقدمهء علم

گاهى انجام كارى اين فايده را دارد كه انسان مطمئن مىشود وظيفهء خود را انجام داده است گرچه آن كار به‌طور مشخص و مسلم وظيفه و تكليف او نبوده است . چنين امرى را مقدمهء علم نامند مثلا هرگاه قبله را ندانيم اگر به چهار جهت نماز بگذاريم مسلما يكى از آنها روبه‌قبله بوده و تكليف خود را ادا كرده‌ايم ، در اين مثال نماز گزاردن به جهت‌هاى ديگر مقدمهء علمى است و موجب مىشود كه يقين پيدا كنيم كه وظيفهء خود را انجام داده‌ايم .

مقدمات مفوته « 1 »

همان مقدمات واجبات موقته را مقدمات مفوته گويند وجه تسميه‌اش آن است كه اين‌گونه مقدمات اگر پيش از وقت واجب و ذى المقدمه انجام نگيرند سبب تقويت واجب در وقت خودش مىگردند ، مثلا اگر پيش از موسم حج ، آدمى قطع مسافت نكند يقينا در موسم حج اين واجب از او فوت خواهد شد .

مقدمه وجوب

به آن مقدمه وجوبيه نيز گفته مىشود و عبارت است از امورى كه نفس وجوب و تكليف برآن متوقف است يعنى مادامىكه نباشد وجوبى در كار
هامش
( 1 ) . اصول الفقه ج 2 - ص 277 .