اماره واقع را در حق ما منجز مىكند ، و بايد برطبق آن عمل كرد ، و اگر عمل كرديم به مصلحت واقع خواهيم رسيد و الا گرفتار عقاب الهى خواهيم شد و اگر اماره مخالف واقع درآمد در اين صورت فقط اماره معذريت دارد ، يعنى فرداى قيامت براى مكلف عذر و بهانه درست مىكند و او را عقاب نمىكنند و لكن هيچوقت مصلحتى نصيب انسان نمىگردد .
مشتق « 1 »
در اصطلاح اصوليين عبارت است از هر وصف عنوانى كه حكايتكننده از ذات باشد و حمل شود بر ذات به خاطر وجود يك خصوصيتى و صفتى كه در آن است كه اين صفت اولا : خارج از ذات است . ثانيا : قابل زوال است يعنى طورى است كه با از بين رفتن آن ، ذات از بين نمىرود ، مانند : الانسان كاتب و . . .
مصالح مرسله « 2 »
اين منبع را مالكيه و حنابله قبول دارند ولى شافعيه ، حنفيه ، اماميه و ظاهريه قبول ندارند .
وجه تسميه : سميت مرسلة لانها مطلقه غير مقيد بدليل اعتبار و لا دليل الغاء .
مورد آن : هر حكمى كه مجتهد در آن مصلحت عامهاى براى غالب مردم مىبيند و يا مفسدهء عامهاى براى غالب مردم ببيند اولى را واجب و دومى را حرام مىكند ، بدون اينكه از جانب شارع حكم به تحريم يا وجوب وارد شده باشد .
معناى مصالح مرسله : هى كل مصلحة لم يرد فى الشرع نص على اعتبارها بعينها او بنوعها .
هامش
( 1 ) . اصول الفقه - ج 1 - ص 49 - اصول الاستنباط ص 71 .
( 2 ) . قوانين الاصول - ج - 2 ص 90 .