تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

قياس جلى

رجوع شود به قياس اولويت .

قياس خفى

آن است كه به‌طور قطع ندانيم كه جهات افتراق فرع و اصل تاثيرى در حكم دارد يا نه ؟ بلكه ظن به عدم تاثير آن پيدا كنيم ، مثلا : مىدانيم در موردى كه كسى ديگرى را عدوانا با شمشير و آلات برندهء ديگر بكشد قصاص خواهد شد اما در موردى كه قتل به‌وسيلهء جسم سنگينى ايجاد شده باشد قطعا نمىدانيم كه كيفيت آلت قتل در حكم مسئله مؤثر است يا خير ؟ و فقط ظن به عدم تاثير آن داريم چنين موردى را قياس خفى گويند . قياس خفى نوع مستقلى در برابر منصوص العله و مستنبط العله نمىباشد بلكه گاهى مستنبط العله و منصوص العله است ، بنابراين به اقتضاى مورد حكم خاص خواهد داشت يعنى اگر منصوص العله باشد اعتقاد علماى سنى و اكثر علماى شيعه حجت است و اگر مستنبط العله باشد به عقيدهء سنيان حجت است و به عقيده شيعيان حجت نيست .

قياس در اصطلاح

در اصطلاح اصوليين تعاريف گوناگونى از خاصه و عامه وارد شده ، يكى از آن تعاريف ، تعريف مرحوم صاحب وافيه است كه مرحوم مظفر مىفرمايد : به نظر من بهترين تعريفات است و آن عبارت است از اينكه « القياس اثبات حكم فى محل بعلة لثبوته فى محل آخر بتلك العلة » . قياس عبارت است از ثابت نمودن شخص قايس حكم شرعى را در يك موضوعى به واسطه يك علت و به خاطر ثبوت آن حكم در موضوع ديگرى به واسطهء همان علت ، يعنى اينكه حكمى از