قياس مستنبط العلة
قياس مستنبط العلة آن است كه عليّت آن را عقل درك و استنباط كند ، بدون اينكه عينا از كلام شارع فهميده شود .
مثال : پيغمبر نهى فرموده از قضاوت كردن به هنگام خشم و غضب « لا يقضى القاضى و هو غضبان » آنچه عقل از اين دستور استفاده مىكند اين است كه قاضى در حال تشويش فكر و پراكندگى دل نبايد حكم صادر كند ، و با استنباط اين علت مىتوان گفت قاضى در حال پريشان فكرى ناشى از نابسامانى زندگى هم نبايد قضاوت كند .
قياس منصوص العلة
آن است كه از ناحيه شارع حكمى براى موضوعى ثابت شود و سپس علت آن را بيان نمايد و بعدا همان علت در موضوع ديگرى هم باشد آنگاه مجتهد اين موضوع را مقايسه كند به آن موضوع معلل و حكمى را كه براى او ثابت بود براى اين موضوع هم ثابت كند ، مثلا شارع فرموده : « الخمر حرام لكونه مسكرا » مجتهد مىگويد : اسكار كه اختصاص به خمر ندارد ، در فقاع و نبيذ هم هست پس همان حكم حرمت كه براى خمر بود براى آن دو نيز ثابت است .
قياس منطقى
قياس دليلى است كه از چند قضيه تاليف شده و ذاتا مستلزم اثبات قضيه ديگرى باشد مانند : انسان حيوان است ، هر حيوانى جسم است ، پس انسان جسم است .
قيد احترازى
عبارت است از قيدى كه در كلام آورده مىشود . براى دورى جستن از قيدها و خصوصيتهاى ديگر .