كه حكم در آن بر افرادى كه در خارج بالفعل موجودند بار شده به عبارت ديگر موضوع آن موجود خارجى بالفعل است مثل : « كل من فى العسكر قتل ، كل ما فى الصندوق نهب » .
قضيه ذهنيه
از تقسيمات قضيه موجبه به لحاظ وجود موضوع است و عبارت است از :
قضيهاى كه حكم در آن تنها بر افراد موجود در ذهن مترتب شده ، يعنى موضوع آن موجود ذهنى بالفعل است و تحقق آن در خارج مستحيل است مثل « الانسان نوع ، الانسان كلى ، شريك البارى ممتنع » .
قضيه شرطيه اتفاقيه
آن است كه اتصال ما بين مقدم و تالى ، تصادفى و اتفاقى باشد نه از روى علاقه . مثل : « ان كان زيد ناطقا كان الحمار ناهقا »
قضيه شرطيه لزوميه
آن است كه ما بين مقدم و تالى ، علاقه و ارتباط باشد و حكم به اتصال دو نسبت شود به واسطه علاقهاى . مثل ان كانت الشمس طالعة فالنهار موجود .
حال علاقهاى كه در قضيهء شرطيه متصله لزوميه وجود دارد چهار نوع است :
الف ) علاقهء عليت كه مقدم علت است و تالى معلول . مثل : « كلما كانت الشمس طالعة كان النهار موجودا » .
ب ) علاقه معلوليت كه مقدم معلول است و تالى علت . مثل : « كلما كان النهار موجودا كانت الشمس طالعة » .
ج ) علاقه تلازم كه مقدم و تالى ، معلول علت ثالثى هستند . « مثل كلما كان النهار موجودا كان العالم مضيئا » ، كه هر دو معلول طلوع شمس هستند .