تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
خيرا يره » يعنى هركس به اندازهء يك ذره كار خير كند پاداش آن را خواهد ديد ، حال اگر مرتبه دانيه از كار خير پاداش دارد پس به طريق اولى كارهاى خير بزرگ‌تر از قبيل نماز و روزه و . . . پاداش متناسب با خودش را خواهد داشت .

قياس به الغاء فارق - تنقيح مناط قطعى

تنقيح در لغت به‌معناى تهذيب ، پيراستن و حذف زوائد است مناط در لغت محل آويختن و موضع تعليق و در اصطلاح علم اصول فقه به‌معناى علت است . بدين توضيح تنقيح مناط به‌معناى تعيين علت است . اين اصطلاح را محقق حلى در كتاب معتبر به كار برده ، منظور از آن اين است كه قطعا بدانيم علت حكم ، وصفى است معين و ساير اوصاف در آن دخالتى ندارند . مثلا هرگاه مورد سؤال مشخص باشد ، روشن است كه جواب ناظر برآن است و جهات ديگر مورد نظر نيست ، محقق مىگويد : هرگاه بپرسند : « در حال نجاست نماز خوانده‌ام تكليف چيست ؟ » و جواب مىشنوند : « نمازت را دوباره بخوان » به خوبى واضح است كه علت دوباره نماز خواندن چيزى جز نجاست تن و بدن نيست و خصوص شخص ، نماز معين ، هويت و اوصاف ديگر در مسئله مؤثر نمىباشد .

قياس باطل

در موارد زير قياس باطل است و حتى آنان كه قياس را درست مىدانند در اين موارد آن را به كار نمىبرند . 1 - در الفاظ و معانى كلمات 2 - در عبادات 3 - در كفارات و حدود و ديات 4 - قياس مع الفارق . مثل قياس خودكشى موصى به قتل مورث