تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
د ) علاقه تضايف كه مقدم و تالى ، متضايفين باشند . مانند : « ان كان زيد ابا لعمرو فعمرو ابن له » .

قضيه محصله

آن است كه موضوع و محمول هر دو محصل باشند ، يعنى : دلالت كنند بر يك شىء موجود و يا يك خصوصيت وجودى خواه قضيه موجبه باشد مانند زيد قائم است و خواه سالبه باشد مانند زيد قائم نيست .

قضيه معدوله

آن است كه موضوع تنها و يا محمول تنها و يا هر دو امر معدوله باشند ، يعنى حرف سلب بر آنها داخل شده ، آن‌هم بگونه‌اى كه جزء موضوع يا محمول يا هر دو گرديده مثل : « كل لا حيوان لا انسان » .

قياس اولويت و اسامى ديگر آن

آن است كه حكمى از سوى شارع مقدس براى مرتبهء دانيه و ضعيفه‌اى ثابت شده و ما مىخواهيم همان حكم را براى مراتب متوسطه و عاليه ثابت كنيم بالاولوية القطعيه ، و اما وجه تسميه اسامى آن : قياس اولويت را مفهوم موافقت كلام مىگويند به اين جهت كه حكمى كه از منطوق كلام و بالمطابقه فهميده مىشود كه همسنخ و موافق است با حكمى كه از مفهوم كلام و بالالتزام فهميده مىشود ، و نيز فحوى الخطاب هم مىگويند چون اين معنى بالقطع و الجزم از اين خطاب فهميده مىشود و نيز نهى الخطاب هم مىگويند ، چون متكلم به جاى تصريح به آن تلويحا و تعريضا به آن اشاره كرده است ، و نيز قياس جلى هم مىنامند زيرا اين دلالت ، امرى است كه براى همگان قابل درك است ، و هركس كه آشناى به لغت عرب باشد مىفهمد مثلا : قرآن فرموده ، « فمن يعمل مثقال ذرة