مطلق امر كرد ، مثلا مولى با عبدش راجع به فوايد و منافع بىشمار گوشت گوسفند سخن مىگفتند ؛ پس از مدتى مولى به شوق آمد و گفت : « اشتر اللحم ؛ » اينجا اگرچه مطلق گفته ، ولى قدر متيقن در مقام محاوره همان گوشت گوسفند است .
قرب و بعد مادى
منظور از قرب و بعد مادى ، همان قرب و بعد مكانى است كه يك موجود مادى داراى مكانى نسبت به يك موجود مادى ديگر مىتواند داشته باشد ؛ يعنى به او نزديك باشد و فاصلهء مكانى بينشان نباشد و يا كم باشد و يا از دور باشد يعنى فاصله مكانى بينشان زياد باشد .
قرب و بعد معنوى
منظور از قرب و بعد معنوى ، همان رسيدن به كمالات و تقرب به مبدأ كمالات و يا دور شدن از آن ، و فاصله داشتن با كمالات است . و اصوليين اين قرب و بعد معنوى را تشبيه نمودهاند ، به قرب و بعد مكانى از باب تشبيه معقول به محسوس .
قرينه خاصه
مربوط به مورد مخصوص است و كليت ندارد كه شامل ساير موارد شود .
مثل اينكه در موردى مولى به عبدش گفت : اكرم رجلا ، سپس خود مولى تصريح كرد كه در امتثال اين امر مخيرى كه هر فردى از افراد رجل را كه خواستى اكرام