تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
مطلق امر كرد ، مثلا مولى با عبدش راجع به فوايد و منافع بىشمار گوشت گوسفند سخن مىگفتند ؛ پس از مدتى مولى به شوق آمد و گفت : « اشتر اللحم ؛ » اينجا اگرچه مطلق گفته ، ولى قدر متيقن در مقام محاوره همان گوشت گوسفند است .

قرب و بعد مادى

منظور از قرب و بعد مادى ، همان قرب و بعد مكانى است كه يك موجود مادى داراى مكانى نسبت به يك موجود مادى ديگر مىتواند داشته باشد ؛ يعنى به او نزديك باشد و فاصلهء مكانى بينشان نباشد و يا كم باشد و يا از دور باشد يعنى فاصله مكانى بينشان زياد باشد .

قرب و بعد معنوى

منظور از قرب و بعد معنوى ، همان رسيدن به كمالات و تقرب به مبدأ كمالات و يا دور شدن از آن ، و فاصله داشتن با كمالات است . و اصوليين اين قرب و بعد معنوى را تشبيه نموده‌اند ، به قرب و بعد مكانى از باب تشبيه معقول به محسوس .

قرينه خاصه

مربوط به مورد مخصوص است و كليت ندارد كه شامل ساير موارد شود . مثل اينكه در موردى مولى به عبدش گفت : اكرم رجلا ، سپس خود مولى تصريح كرد كه در امتثال اين امر مخيرى كه هر فردى از افراد رجل را كه خواستى اكرام