تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
جهتى مقيد شود و از جهت يا جهات ديگر بر اطلاق خود باقى بماند چنان‌كه اگر بگوئيد « دانشجويان تهرانى » گرچه مطلقى است كه از جهتى مقيد شده لكن مىتواند از جهت تقييد به « پسر بودن يا دختر بودن » مطلق باشد . 4 - شمول عام اكثر استغراقى و شمول مطلق بدلى است .

فرق ورود و تخصص

در باب تخصص ، خروج ، خروج بالتكوين و وجدانى است و منشأ تشريعى و تعبدى در كار نيست ، از قبيل جاهل كه تخصصا از علما خارج است ، و از قبيل علم وجدانى كه تخصصا از امارات و اصول عمليه خارج است . ولى در باب ورود خروج منشأ تعبدى دارد يعنى اگر شارع مقدس ما را به عمل برطبق اماره متعبد نمىساخت ما بالوجدان حكم به خروج نمىكرديم ولى در سايه تعبد شارع ، حكم به خروج وجدانى مىكنيم كه اصل الخروج وجدانى است ولى منشأ الخروج تعبدى .

فرقهاى حكومت با تخصيص

حكومت با تخصيص پنج فرق دارد كه ذيلا بيان مىشود : 1 - تخصيص اخراج حكمى است ولى حكومت اخراج موضوعى است و به تعبير كامل‌تر تصرف دليل حكم ، در عقد الوضع و يا عقد الحمل دليل محكوم است البته اولى حقيقتا و وجدانا ، ولى دومى ادعاء و تنزيلا . 2 - تخصيص همواره به نحو تضييق است ولى حكومت گاهى به نحو تضييق و گاهى به نحو توسعه است . 3 - در باب حكومت دليل حاكم تجسم رجحان است و هيچ مرجح ديگرى لازم نيست ولى در عام و خاص اگر دليل خاصى نص يا اظهر باشد بر دليل عام مقدم مىشود و مخصص آن است ولى اگر خاص هم مثل عام ظاهر باشد