1 - يقين سابق : چيزى را كه تصميم به استصحاب داريم بايد به وجود آن چيز ( حكم يا موضوع ) در زمان گذشته يقين داشته باشيم .
2 - شك لاحق : چيزى را كه يقين به وجود آن داشتهايم اكنون مورد ترديد قرار گرفته باشد .
3 - اجتماع يقينى و شك در يك زمان : يعنى در حال حاضر هم يقين داشته باشيم ، و هم شك ؛ يقين بر وجود چيزى در گذشته ، و شك در باقى بودن آن تاكنون .
4 - تعدد زمان متيقن و مشكوك .
5 - وحدت متعلق يقين و شك .
6 - تقدم زمان متيقن بر زمان مشكوك : زمان متيقن گذشته بوده و زمان مشكوك « حال » است .
7 - فعليت شك و يقين : شك و يقين تقريرى كافى نيست . مثلا اگر كسى يقين پيدا كند كه وضو ندارد ، سپس از اين حالت غفلت پيدا كرده ، آنگاه نماز بخواند ، پس از نماز شك كند كه آيا قبل از نماز وضو گرفته يا خير ؟ در اينجا قاعده فراغ مىگويد نمازش درست است . زيرا پس از فارغ شدن از عمل . شك حادث شده است در اينجا استصحاب حدث تا وقت نماز جارى نمىگردد ، زيرا شك در وقت نماز فعليت نداشته بلكه بعد از نماز فعليت پيدا كرده است . حال اگر قائل به شرط فعليت شك و يقين نباشيم ، مىتوانيم استصحاب حدث جارى كنيم ، و نماز را باطل بدانيم
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: احمد قلى زاده
ص١٤٨