تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
« العدل حسن » يعنى سزاوار است كه انجام داده شود و يا « الظلم قبيح » يعنى : سزاوار است كه ترك شود .

عقل نظرى

آن است كه توسط آن انسان امور كلى را كه از نوع شناختن و دانستن است ادراك مىكند و به اصطلاح از قبيل « مما ينبغى ان يعلم » مىباشد و ربطى به مقام عمل و به كار بستن ندارد . مانند نوع قواعد منطقى ، رياضى ، فلسفى و . . . كه از نوع دانستن و باور كردن است مثل : « الواحد نصف الاثنين ، كل ممكن محتاج الى المؤثر » و . . .

عقود

انشائاتى كه طرفينى بوده و داراى ايجاب و قبول است مانند « عقد البيع » كه مركب است از دو بعت و اشتريت يا عقد النكاح كه مركب است از « انكحت و قبلت » .

علم جنس

عبارت است از لفظى كه وضع شده است براى طبيعت و ماهيت ، منتهى با ملاحظهء حضور و تعين آن ماهيت در ذهن . مثلا : اسامه كه وضع شده براى ماهيت اسد به قيد معهود بودن او در ذهن ، با او معامله معرفه مىشود .

عموم الاشتراك

استعمال لفظ مشترك در يك عنوان كلى كه هريك از معانى مصداق آن باشند مثل استعمال عين در المسمى به عين كه به آن عموم الاشتراك گويند .