« العدل حسن » يعنى سزاوار است كه انجام داده شود و يا « الظلم قبيح » يعنى :
سزاوار است كه ترك شود .
عقل نظرى
آن است كه توسط آن انسان امور كلى را كه از نوع شناختن و دانستن است ادراك مىكند و به اصطلاح از قبيل « مما ينبغى ان يعلم » مىباشد و ربطى به مقام عمل و به كار بستن ندارد . مانند نوع قواعد منطقى ، رياضى ، فلسفى و . . . كه از نوع دانستن و باور كردن است مثل : « الواحد نصف الاثنين ، كل ممكن محتاج الى المؤثر » و . . .
عقود
انشائاتى كه طرفينى بوده و داراى ايجاب و قبول است مانند « عقد البيع » كه مركب است از دو بعت و اشتريت يا عقد النكاح كه مركب است از « انكحت و قبلت » .
علم جنس
عبارت است از لفظى كه وضع شده است براى طبيعت و ماهيت ، منتهى با ملاحظهء حضور و تعين آن ماهيت در ذهن . مثلا : اسامه كه وضع شده براى ماهيت اسد به قيد معهود بودن او در ذهن ، با او معامله معرفه مىشود .
عموم الاشتراك
استعمال لفظ مشترك در يك عنوان كلى كه هريك از معانى مصداق آن باشند مثل استعمال عين در المسمى به عين كه به آن عموم الاشتراك گويند .