تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

عبادت به‌معناى اخص

عبارت است از اعمال و افعالى كه فقط بايد به قصد تقرب به خداوند تبارك و تعالى اتيان شود . به عبارت ديگر شرط صحت ان قصد قربت است و اگر بدون قصد قربت اتيان شود ، موجب حصول امتثال امر نمىگردد و در نتيجه اعاده لازم دارد ادائا يا قضاء . مانند نماز ، روزه ، حج ، و ساير افعال تعبدى .

عبادت بمعنى اعم

عبارت است از هر كارى كه قابليت دارد كه به قصد قربت اتيان شود و اگر مكلف آن عمل را به قصد قربت اتيان نمود ، مستحق ثواب مىشود ، اعم از اينكه بالفعل قصد قربت كردن در صحت آن لازم باشد ( كه بازگشت به عبادت بالمعنى الاخص مىكند ) ، با بالفعل قصد قربت در آنها لازم نيست و شرط صحت آنها نيست و اگر بدون قصد قربت هم اتيان شوند ، صحيح هستند ، اما اگر قصد قربت كند ، ثواب هم داده مىشود . نظير شستن لباس و بدن براى نماز كه بدون قصد قربت هم تطهير حاصل مىشود ، اما با قصد قربت ثواب هم برآن مترتب است .

عدم صحت حمل

از علايم مجاز است و به اين معنى كه حمل لفظ بر معنى مشكوك فيه صحيح نمىباشد .

عدم صحت سلب

از علايم و نشانه‌هاى حقيقت است و به اين معنى كه سلب لفظ از معنى صحيح نيست و در واقع مىتوان لفظ را بر معنى مشكوك فيه حمل كرد .