تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
و يا از نوع تضاد و فرقى نيست كه تنافى ، تنافى ذاتى باشد يا عرضى و يا در تمامى نواحى دلالت دو دليل ( مطابقه ، تضمن ، التزام ) باشد و يا در بعضى نواحى دلالت . 4 - هركدام از دو دليل واجد شرايط حجيت باشد ، يعنى هركدام از متعارضين اگر خودش فى نفسه بود و معارضى نداشت حتما حجيت فعليه پيدا مىكرد . 5 - دو دليل متزاحم نباشند و گرنه باب تزاحم بابى جداگانه است و قوانين جداگانه‌اى دارد . 6 - شرط ششم از شروط تعارض آن است كه احد الدليلين بر دليل حاكم نباشد . 7 - شرط هفتم از شروط تعارض آن است كه يكى از دو دليل وارد بر دليل ديگر نباشد .

شك

شك در لغت مقابل علم است ، اما در اصطلاح برابرى دو طرف انديشه است . به سخن ديگر جايى كه مسأله‌اى مطرح باشد ، و ذهن بين دو يا چند احتمال قرار گيرد به‌گونه‌اى كه ذهن به طرف يكى از احتمالات گرايش پيدا نكند ، مىگويند شك دارد . پس شك به اين معنى در مقابل قطع و ظن است ، زيرا قطع در موردى است كه احتمال خلاف در آن منتفى باشد ، به خلاف ظن كه احتمال خلاف در آن منتفى نيست بلكه گرايش و رجحان به يك طرف دارد . شك موضوع اصول عمليه است .