تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
هرگاه اطراف علم اجمالى ، تعدادى اندك باشند ، آن را شبهه محصوره گويند ، زيرا موارد مشكوك و شبهه‌ناك ، شمارهء كمى هستند ، و اگر آن چنان زياد است كه قابل شمردن نيست ، يا شمردن ، بسيار سخت است ، آن را غير محصوره گويند .

شبههء مقرون به علم اجمالى

اين شبهه در برابر شبههء بدوى قرار دارد ، و مراد ، شكى است كه در اطراف علم اجمالى مؤثر ، پديد آمده است به‌گونه‌اى كه در ارتكاب آن ، ظن به كيفرى اخروى وجود دارد ، و فرق نمىكند كه شبههء وجوبى ، يا تحريمى و حكمى باشد ، يا موضوعى : مثلا : هرگاه كسى اجمالا ، علم دارد نمازى بر او واجب است ، ولى شك دارد كه آن نماز واجب ، نماز ظهر است يا جمعه ، و به‌طور كلى شبههء در هر نماز واجب ، شبهه مقرون به علم اجمالى است . يا هرگاه كسى اجمالا مىداند فعلى بر او حرام است . ولى شك دارد آن فعل حرام آيا شرب خمر است يا شرب عصير عنبى ، و شبههء در هر فعل تحريمى شبهه مقرون به علم اجمالى است . در اين قبيل شبهات فتواى مشهور علماء بر احتياط است .

شبهه مصداقيه

عبارت است از اينكه اجمال در ناحيه مفهوم خاص نيست بلكه معنى و مفهوم دليل خاص ، كاملا مبين است اما اجمال در ناحيه مصداق است كه آيا اين فرد به خصوص كه عنوان عام قطعا او را شامل مىشود ، داخل در عنوان خاص شده و از تحت عام حكما بيرون رفته ، يا خير ، باقى در تحت عام است ؟ مثلا ما مىدانيم كه فاسق يعنى « من ارتكب الكبائر أو اصرّ على الصغائر : » ولى نمىدانيم كه آيا « زيد عالم » مرتكب كبيره ، يا مصر بر صغيره است يا نيست ؟