تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
غازيان مسلمان ، در روزگار خليفهء دوم ، از راه سرزمين افغان و ايران ، به سوى هند روى نهادند . و در روزگار امير المؤمنين « ع » ، سربازان مسلمان به جانب سند شتافتند و پيروز باز گشتند . . . بار ديگر غازيان مسلمان ، در روزگار امويان ، چندين نوبت به سوى سند و هند رفتند ، و پاره‌اى از اين سرزمينها را گشودند ، و برخى از شاهان هند مسلمان شدند ، تا به دورهء حكومت عباسى . در اين دوره بود كه نفوذ عباسيان در آن نواحى گسترش يافت . و خوب مىدانيم كه برخى از واليان و اميران و فرماندهان و سپاهيان كه به آن سرزمين اعزام مىشدند از گروندگان به خاندان پيامبر بودند . همين امر - از جمله - باعث گشت تا مذهب تشيع در آن سرزمينها نشر يابد و رواج گيرد . ابن اثير ، در كتاب تاريخ « الكامل » ( ج 5 / 220 ) گفته است : « در سال 151 ، منصور عباسى ، عمر بن حفص را از ولايت سند عزل كرد ، و هشام بن عمرو تغلبى [ 1 ] را به جاى او فرستاد . و عمر بن حفص نامبرده را والى افريقا
هامش
[ 1 ] . براى جوانانى كه عربى نمىدانند يادآورى مىكنم : در عربى دو نام داريم با اين املا : « عمر » ( ع ، م ، ر ) . يكى از اين دو به همين تلفظ معروف خوانده مىشود : عمر ، بر وزن « گذر » . و ديگرى : عمر ، بر وزن « رفت » . در املاى عربى براى اينكه در تلفظ اشتباه روى ندهد ، دومى را با واوى اضافى ( زايد ) مىنويسند : عمرو . پس اين واو خوانده نمىشود و تنها مىفهماند كه اين اسم بايد بر وزن رفت خوانده شود نه گذر . و پيداست كه اين هر دو ، اسم است و غير از عمر ( بر وزن گفت ) است كه مصدر است ، به معناى حيات و زيستن ، يا اسم مصدر ، به معناى مدت زندگى و زيست .