پيش تعبيه شده بود ، ادامهء طبيعى اسلام متوقف گرديد ، و على - جانشين و وصى پيامبر و نمونهء اعلاى اسلام - خانه نشين و منزوى گشت ، و از صحنههاى علمى و سياسى و اجتماعى و اقتصادى و نظامى اسلام دور داشته شد ، ليكن از همان روز ، گروههايى و افرادى از بزرگان صحابه و مسلمانان بيدار بيغرض ، به دنبال جريان طبيعى اسلام رفتند و راه على را در پيش گرفتند . پس آنچه بر خلاف تشيع پيش آمد ، امرى مستحدث و بدعت بود ، و دور شدن بود از مسير اصلى الاهى ، و اين بود كه با كنار گذاشتن « امامت غدير » ، و جاى دادن « خلافت سقيفه » به جاى آن ، كار به جايى رسيد كه يزيدها و متوكلها در مقام پيامبر « ص » قرار گرفتند ، و اسلام را بر باد دادند .
آرى ، اين بود نتيجهء اسلام منهاى امامت . . .
بدينگونه مىبينيم كه شيعه از آغاز كوشيد تا وصيت پيامبر عملى شود ، و جريان طبيعى اسلام ادامه يابد ، و خط پيامبر « ص » تحريف نپذيرد ، و جريان انبيايى در تاريخ بشر قطع نگردد . شيعه كوشيد و از جان گذشت تا به وصى پيامبر « ص » مؤمن باشد نه به ديگرى . شيعه براى نشر اين اصل از پاى ننشست . اين بود كه تشيع ، از روزگاران نخستين ( كه نخستين شيعيان در ميان صحابهء بزرگ پيامبر از عرب مكى و مدنى ، اين مشعل را ، با فداكاريهاى بسيار ، فرا داشتند ) ، با مشكلات بسيارى كه داشت متروك نماند و فراموش نگشت .
اين طبيعى است كه شيعه از نظر اجتماعى و سياست دينى ، همواره مخالف حكومتها و قدرتها باشد . و به دليل همين امر طبيعى بود كه از نخستين روز مورد هجوم قرار گرفت : سينهء مقداد
مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: محمد رضا حكيمى
ص٩٥