و جانشينان خود منتقل مىكردهاند ، و امت را به قبول رهبرى آنان و پيروى و اطاعت از آنان فرا مىخواندهاند . تا بدينگونه رهبريهاى انبيايى ، بمرور ، به رهبريهاى غير انبيايى بدل نشود ، و جامعهء دينى به جامعهاى لا تعهد تبديل نيابد ، و به جاى « اللّه » ، « طاغوت » حكم نراند ، و به جاى « ايادى رحمان » ، « ايادى شيطان » ننشينند .
3 - اصل وصايت در قرآن
اين است كه در قرآن كريم ، به اهميت اين تشكل و رهبرى ، بارها اشاره شده است ، و در جاهايى چند ، با نقل سرگذشت پيشينيان ، نقش تعيين كنندهء رهبرى دينى مطرح گرديده است .
قرآن كريم ، همواره ياد كرده است كه پيامبران ، « وصى » و جانشين داشتهاند ، و بىتعيين وصى و جانشين درنمىگذشتهاند ، مانند اين آيات :
سورهء بقره ( 2 ) : 127 و 136 و 140 سورهء آل عمران ( 3 ) : 33 - 34 و 84 سورهء نساء ( 4 ) : 54 سورهء مائده ( 5 ) : 12 و 25 سورهء اعراف ( 7 ) : 142 به بعد سورهء يونس ( 10 ) : 87 - 89 سورهء طه ( 20 ) : 25 به بعد سورهء انبياء ( 21 ) : 48 ، 71 - 73 و 78 به بعد