تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
عمده و اصل سعادت اين است . انسان بايد در ابعاد گوناگون ، داراى صحت عمل باشد ، تا به كمال و سعادت مربوط به هر يك از آن ابعاد دست يابد . صحت عمل ، در جنبه‌هاى روحى ، جسمى ، فردى ، اجتماعى ، مادى ، معنوى و . . . و صحت عمل در همهء اين ابعاد متوقف است بر شناخت اين ابعاد و درك آنها ، و ارائهء دستور العمل در مورد همهء آنها . و اينهمه همان چيزهايى است كه در « دين جامع كامل » هست و هيچ نحلهء فلسفى ، و مكتب اجتماعى ، و فلسفهء سياسى ، و مرام حزبى ، و روشهاى فرقه‌اى ، داراى اين تماميت و جامعيت نيست . برخى از فلسفه‌ها و مرامها ، قسمتهايى را از آنچه براى انسان لازم است به صورت ناقص مطرح كرده‌اند ، و قسمتهايى عمده را يا درك نكرده ، يا مطرح نساخته ، و يا دربارهء آنها راهى كه بايد نشان نداده‌اند . ليكن دين جامع ، به عكس آنها ، به همهء ابعاد توجه كرده است ، و كمال فردى و اجتماعى انسان را هدف قرار داده است . و جالب اينكه كمال فردى را منوط به كمال اجتماعى دانسته است . از اينجاست كه به تشكيل جامعه و امت پرداخته است ، و تأسيس حكومت الاهى و تعيين مركز رهبرى دينى را در سر لوحهء خود قرار داده است . و اين سنت الاهى و روش صحيح پيامبران است ، كه از سوى خداوند مبعوث بوده‌اند . پيامبران ، نخست پيروان خود را متشكل مىساخته‌اند ، و به روابط افراد مفهوم اجتماعى مىداده‌اند ، و در اين رابطه ، رهبرى دينى پديد مىآورده‌اند ، و سپس اين رهبرى را به اوصيا