تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
و اين راه كه ياد شد ، راه رفتن به سوى كمال است ، و قرب يافتن به خدا ، و دور شدن از نقص وجودى و زوال . و راه رفتن به سوى خدا را جز خدا كسى نمىداند . پس بايد آن را از خدا آموخت . و چون چنين نيست كه خداوند به يك يك افراد بشر وحى فرستد ، يا با آنان تكلم كند ، بنابر اين پيامبرانى مىفرستد ، تا راه او را به مردم بنمايانند . و راه او دين اوست .

2 - عرضهء دين جامع

و چون اين راهنمايى به كمال رسيد ، و به جايى رسيد كه دينى جامع به وسيلهء پيامبرى افضل و اكمل عرضه گشت ، سلسلهء پيامبرى ختم مىشود ، و راهنامهء جامع كه همان دين آخرين و كتاب آخرين است بر بشريت عرضه مىگردد ، و براى توضيح مقاصد و تعليمات آن كتاب جامع ، انسان جامعى ، به وسيلهء خود پيامبر خاتم معرفى مىشود ، تا كتاب « صامت » بى « ناطق » نباشد ، و سلسلهء انسانهاى جامع و كامل - كه فقط و فقط اينان مربيان انسانند - از هم نگسلد ، و يكى پس از ديگرى ، در مقام هدايت بشر ظاهر گردند ، چه خود آنان و چه كسى كه بشايستگى نيابت از آنان تواند كرد . بنابر آنچه ياد شد ، اهميت واقعى ، در رهبرى انسان ، از آن پيامبران است ، زيرا كه تنها اينانند كه مىتوانند راه را نشان دهند ، راه كمال را ، راه صعود انسان را ، راهى را كه همهء سعادتهاى انسان را تأمين كند ، حتى سعادت وجودى انسان را ، كه
مير حامد حسين ( فارسى ) — صفحة 91 | محمد رضا حكيمى