نسخهء آن را بگرفت و از روى آن بنوشت . و آن نسخه را نزد آن عالمان جبار آورد [ 1 ] . آنان همان كتاب را وسيلهء اثبات تشيع او ساختند . و به جهانگير شاه گفتند ، او در اين كتاب چنين و چنان نوشته است . اكنون بايد بر او حد جارى گردد . جهانگير گفت : كيفر او چيست ؟ گفتند :
بايد به فلان تعداد بر او تازيانه زنند . گفت : خود دانيد .
آنگاه آن ستمگران بشتافتند و قاضى نور اللّه را زير تازيانه افكندند . قاضى جان سپرد و شهيد گشت . رحمت خدا بر او باد . شهادت او در اكبر آباد هند واقع شد . اكنون تربت پاك او مزار مردم است . [ 2 ] علامهء امينى نيز ، در كتاب خونين نگارهء خود ، « شهداء الفضيله » ، كه در شرح حال عالمان شهيد شيعه است ، به ذكر قاضى نور اللّه شوشترى مىرسد ، و شهادتنامهء شهداى علماى شيعه را ، در سدهء يازدهم هجرى ، با نام منور « قاضى ضياء الدّين نور اللّه » آغاز مىكند ، و پس از ذكر نسب فرخندهء او ، كه با 25 واسطه به امام چهارم ، حضرت زين العابدين و سيّد الساجدين على بن الحسين - عليه السّلام - مىرسد ، مىگويد :
او كعبهء دين بود و مشعل ديانت ، و درياى موج خيز دانش ،
هامش
[ 1 ] . در آغاز گفتار محدث قمى ، آمده بود كه كتاب « احقاق الحق » او باعث شهادت وى گرديد . در پارهاى ديگر از مأخذ نيز چنين است . ليكن در اينجا كتاب « مجالس المؤمنين » ذكر شده است . ممكن است بگوييم ، هر دو كتاب به گونهاى در شهادت قاضى دخالت داشته است .
[ 2 ] . « فوائد الرضوية ، فى احوال علماء المذهب الجعفرية » ، ج 2 / 696 - 697 .