تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
و آله - روايت شده است كه گفت : « هيچ روزى بر آدمى وارد نمىشود مگر اين كه در آن بانگ دهند كه : اى پسر آدم ! من آفريده‌اى تازه‌ام ، و در آن چه مىكنى بر تو گواهى خواهم داد ، پس در من به انجام دادن كار خير بپرداز تا فردا درباره آن براى تو گواهى دهم ، چه اگر من بروم ديگر هرگز مرا نخواهى ديد ، و هر شب نيز مثل اين را مىگويد » . « 1 » [ 4 ] آيا اين را دريافته‌اى كه آن كس كه آسمان داراى برجها را آفريد ، هيچ سوراخ و شكافى در آن به وجود نياورد ، و روزى را براى مردمان قرار داد كه در آن گرد يكديگر جمع شوند و بر خودهاشان گواهى دهند ، آيا چنان تصور مىكنى خداوند متعال انسان را بيهوده در دنيا رها كرده است كه به فساد بپردازد و بندگان مؤمن او را به صورتى بسيار زشت بكشد و سپس هيچ كيفرى به او ندهد ؟ هرگز چنين نيست . . .
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
- مرگ بر خداوندان آن چاله ( اخدود ) . » كسانى كه در زمين چاله‌ها و گودالهايى به صورت نهرهاى پهن حفر كردند و آنها را از آتشى كه زبانه مىكشيد پر كردند . بعضى گفتند كه : اين لعنتى ابدى است كه به ستمكاران مىرسد ، و قتل و مرگ در اين جا كنايه از آن است . بعضى ديگر گفتند : بلكه آن اشاره به خود ستمكاران است كه عملا كشته شدند ، زيرا كه شعله آتش از گودالهايى كه كنده بودند بيرون آمد و آنان را سوزاند ؛ يا شايد پس از آن به طريقى ديگر كشته شدند . آنچه مهم است اين است كه آنان از عذاب آخرت رهايى نخواهند يافت ، هر چند در دنيا چند روزى به ايشان مهلت داده شده باشد ، چه نظام آفرينش مبتنى بر اساس عدالت و دادگرى است ، و هيچ ستمگرى نمىتواند از مسئوليت تبهكاريهاى خود بگريزد .
هامش
( 1 ) - القرطبى ، ج 19 ، ص 284 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 466 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي