دارد : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ . « 5 » فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ - پس به شفق سوگند مىخورم . » غروب خورشيد در جانها اثرى دارد و از جلال و عظمتى برخوردار است و منظره غروب خورشيد بيش از يك احساس را در ما برمىانگيزد ، و ما شاهد آنيم كه در افق تابلويى متحرّك ترسيم مىگردد كه از كمال جمال برخوردار است با رنگهايى كه انديشهها را به تحيّر وا مىدارد . / 449 و سرانجام انسان به اين باور مىرسد كه : بايد به واقعيت تن داد . بياييد به خانههايمان برگرديم . مفسران درباره شفق گفتهاند : شفق عبارت است از آميختن روشنايى روز با تاريكى شب . به قولى : شفق در اصل به معناى رقّت و نازكى است و غروب را شفق ناميدهاند چون روشنايى رقيق و كم رنگى در افق منتشر مىشود . درباره لاى در « فلا اقسم » گفتهاند : زايده و براى تأكيد است . به قولى نيز : به اين معناست كه شفق ارجمندتر از آن است كه بدان سوگند ياد شود . يا حقيقت بزرگتر و والاتر از آن است كه نياز به سوگند داشته باشد . ما پيشتر گفتيم كه لا در اين جا مفيد تأكيد قسم است . [ 17 ] پس از آن كه اندك اندك شفق باقيمانده خطوط روشنى را از ميان مىبرد تاريكى شب مردم را به آسايشگاه خويش هدايت مىكند . وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ - و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد . » گفتهاند : وسق به معناى جمع است و « طعام موسوق » يعنى خوراك جمع شده . [ 18 ] ماه پديدار مىگردد و به ميانه آسمان مىآيد و با نور نقرهاى خود جلوهگرى مىكند همچون كشتى نقرهاى كه در درياى تاريكى در حركت است و از افق آسمان نورى آرام را بى آن كه مزاحم خواب آدميان گردد و بر تپهها مىفرستد و
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 451
مساهمون: احمد آرام
ص٤٥١
هامش
( 5 ) - ذاريات / 56 ؛ من انسان و جن را نيافريدم مگر براى آن كه مرا پرستش كنند .