تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
رسيدگى مىكند و سپس دستور مىدهد كه او را به بهشت ببرند / 446 در حالى كه آن مثال در جلو وى حركت مىكند . مؤمن به او مىگويد : خدا تو را رحمت كند ؛ چه نيكو كسى بودى كه همراه من از گور خارج شدى و پيوسته مرا به شادمانى و بخشش پروردگارم بشارت مىدادى تا آن را مشاهده كردم . تو كيستى ؟ مثال مىگويد : من همان شادى و سرورى هستم كه در دنيا در قلب برادر مؤمنت داخل كردى . خداوند عز و جل مرا از آن شادى آفريد تا تو را بشارت دهم » . « 4 » [ 10 ] اما كافر و منافق و تبهكار كارنامه‌اش را از پشت سر مىگيرد و دو دست او را به پشتش بسته شده است و كارنامه او از پشت به دست چپش داده مىشود و ديگر او در ميان مردم به داشتن عاقبتى بد شناخته مىشود .
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ
- امّا هر كس كه نامه‌اش از پشت سر داده شود . » [ 11 ] آيا بهتر نيست همه ما در صدد اصلاح خويش برآييم و ديگر خود را نفريبم تا به اين فضاحت بزرگ گرفتار نياييم .
فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً
- زودا كه بگويد واى بر من كه هلاك شدم . » ثبور به معناى هلاك است و اين اعترافى است به جنايت و تسليم هلاكت شدن ، / 447 و اگر آدمى اين عاقبت را در دنيا بداند و اعمال نيك در پيش گيرد ديگر به اين سرنوشت سياه گرفتار نخواهد شد . [ 12 ] دعاى او براى خلاصى از هلاكت و اعتراف به نابودى سودش نرساند و به زودى به آتش در خواهد آمد و خوراك حرارت آن خواهد گشت .
وَ يَصْلى سَعِيراً
- و به آتش افروخته درآيد . » آتشى فروزان و ويرانگر و پر لهيب . [ 13 ] اين سرنوشت براى چيست ؟ زيرا اين فرد در دنيا شاد بوده و به هر چه خواسته پرداخته و دعوتگران الهى را به مسخره گرفته است .
هامش
( 4 ) - تفسير نور الثقلين ، ج 5 ، ص 538 .