اين قطره آبى كه از تيره پشت بيرون مىآيد ، و آن قطره كه از استخوانهاى سينه بيرون مىجهد ، با يكديگر تلاقى مىكنند و خدا با آنها در تاريكيهاى زهدانها انسان را مىآفريند ، يعنى در جايى كه حتى پدر و مادرش هم نمىدانند در آن جا چه مىگذرد ، پس پيوسته چشم خدا نگران او است ، و دست او وى را از حالى به حال ديگر مىگرداند ، و چنين است تا به صورت انسانى تمام عيار درآيد . خدا چگونه اندازه مواد بدن او را از عناصر گوناگون معين كرد كه بعضى از آنها را پروردگار از ستارگانى به زمين آورده است كه ميلياردها كيلومتر از ما دورند ، و سپس حجم و مقدار هر عنصر را در ساختمان بدن او تقدير كرد ، و او را به نيكوترين صورت مصوّر ساخت ، اندامهاى وى را با نظامهاى پيچيدهاى تنظيم و تقدير و اندازهگيرى كرد كه هنوز جز از اندكى از آنها آگاهى نداريم كه مربوط به غدههاى تنظيم كننده رشد اندامها است ، / 329 و اندازه وزن بدن او را معين و مقدر كرد كه نه به اندازه كيلوگرمهاى بالا و تنها برسد و نه به آن اندازه كه در آغاز بيرون آمدنى از رحم داشت ثابت بماند ، و اين وزن نهايى را ميان شصت و نود كيلوگرم مقرر داشت ، و به همين گونه حدى براى بلندى قامت او قرار داد و چنين است كه به قامتهاى چند مترى بر نمىخوريم ، به همان گونه كه شماره كوتولهها بسيار اندك است .
به همين گونه خواهشهاى نفسانى و شهوتهاى بدنى او را به اندازه قرار داد ، و با وجود اين ، همه اينها او را به پروردگارش راهنمايى نمىكند ، و او را بر آن نمىدارد كه خود را به خدايش تسليم كند ! آرى ، آدمى بس كافر نعمت است ، بس كافر نعمت است ! ! [ 20 ] و او را به شناختن آنچه برايش سود يا زيان دارد هدايت كرد ، و به آنچه مايه خوشبختى يا بدبختى او است ، و به روزى او كه از كجا مىآيد و چگونه بايد آن را به مصرف برساند . انسان بنا بر فطرت و عقل خود ، به منظومهاى از غريزهها و انديشهها مجهز است كه او را به راههاى زندگى رهبرى مىكنند .
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ
- سپس راه ( زندگى ) را براى او آسان كرد . » آرى ، پرهيزگارى و فجور را به او الهام كرد ، و پيامبران را برانگيخت تا تقوا