وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلاً ( 29 ) وَ حَدائِقَ غُلْباً ( 30 ) وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا ( 31 )
مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ ( 32 ) فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ ( 33 ) يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ ( 34 ) وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ ( 35 ) وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ ( 36 )
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ ( 37 ) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ( 38 ) ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ ( 39 ) وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ ( 40 ) تَرْهَقُها قَتَرَةٌ ( 41 )
أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ ( 42 )
/ 326
معناى واژهها
17 قتل الانسان : يعنى به لعنت و عذاب گرفتار شود ، و آن شبيه اين گفته خدا است كه : « قتل الخراصون » ، و نيز اين گفته او :
قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
كه معناى آن قتلهم يعنى آنان را كشته است ، و درست آن است كه هر كس به محاربه با خدا برخيزد و به او كافر شود ، كشته شده است ، و هر كس بر او غالب شود مغلوب است .
28 قضبا : گفتهاند كه قضب گياهى براى چريدن چهارپايان است ، كه بارها به دنبال يكديگر چيده مىشود و دوباره مىرويد ؛ و در مفردات معنى آن يونجه آمده است ؛ و قضيب شاخه بريده از درخت يا تركه است ، و قضب در سبزيجات به كار مىرود ، و قضب به معنى بريدن سبزى از زمين است ، و در روايت است كه چون پيامبر ( ص ) شكل صليبى بر روى جامهاى مىديد « قضبه » يعنى آن را مىبريد . و شمشير قاضب و قضيب يعنى برّا و برنده ، و هر چه را كه مهذب و گزيده باشد ، مقتضب گويند ، همچون كلام مقتضب .