سودمندى قسم به هر دو از آنان تحقق پيدا مىكند ، به همان گونه كه روى هم رفته گواهانى بر وعده خدا به شمار مىروند و سوگند خوردن به آنها صحت پيدا مىكند ، و اين از عاليترين روشهاى بيان ادبى قرآن است .
فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً
- و سپس سوگند به بادهاى سختى كه وزش آنها شديد است . » در التبيان آمده است : يعنى بادهايى كه به شدت مىوزند ، و عصوف به معنى گذشتن باد به سختى و شدت است ، « 5 » و چون معنى را متوجه به فرشتگان بدانيم ، عصف را مىتوان به دو گونه معنى كرد : يكى سرعت كه عرب مىگويد فرس عصوف يعنى اسب با حركت سريع ؛ و علامه طباطبايى گفته كه مراد از عصف تندى سير و حركت است به استعاره از عصف باد كه مقصود از آن سرعت وزيدن است ، و اشاره به سرعت سير آن به طرف آنچه براى رسيدن به آن فرستاده شده است ، « 6 » و وجه ديگرى براى معنى آن هلاك كردن و از بين بردن ؛ رازى گفته است : يعنى اين كه آن / 213 فرشتگان روح كافر را از تنش بيرون مىرانند ، و عصف بالشيء يعنى آن را هلاك و نابود كرد ؛ « 7 » و عصف بهم الدهر يعنى روزگار آنان را برانداخت و از ميان برد . « 8 » چنان به نظر مىرسد كه آنچه به سياق نزديكتر است ، تأويل عصف به سرعت بادها در حمل باران باشد نه سرعت در هلاك كردن .
وَ النَّاشِراتِ نَشْراً
- و سوگند به پراكنده كنندگان با پراكندگى . » اگر آنها را بادها بدانيم ، مقصود بادهايى مىشود كه ابر را در افقها پراكنده مىسازند ، و به پراكندن باران و رحمت الاهى از كشت و جز آن مىپردازند ، همان گونه كه سبب بارورى و گردهريزى و پيدايش دانهها در سرزمينهاى گوناگون زمين
هامش
( 5 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 223 .
( 6 ) - الميزان ، ج 20 ، ص 146 .
( 7 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 264 .
( 8 ) - المنجد ، ماده عطف .