آنچه را كه بخواهد پراكنده مىسازد » ، « 2 » و در همان جا آمده است كه : مردى به سوى على ( ع ) آمد و پرسيد : العاصفات عصفا چيست ، و او گفت : بادها .
دوم : مقصود از آنها فرشتگان است ، و « عرفا » به آن تفسير شده است كه پيامآور امر به معروف و نهى از منكر خدايند ، « 3 » و به قولى : پيامبران و فرستادگانند كه حامل وحى مشتمل بر هر كار خير و معروف بودهاند ، پس در اين شك نيست كه با لا إله الا اللَّه فرستاده شده بودهاند كه اين خود كليد هر خير و نيكى و معروف است . « 4 » / 212 به نظر من مىشود و گفته را با يكديگر جمع كرد و گفت : هنگامى كه دانستيم كه بر بادها فرشتگانى موكلند كه آنها را مىرانند و به فرمان خدا بر آنها بانگ مىزنند ، و اين كه فعل به صورت مبنى بر مجهول آن ، مىتوانيم بگوييم كه ظاهر آيات مربوط به بادها و باطن آن مربوط به فرشتگان است ، و اما آنچه پس از آن در خصوص القاء ذكر در سياق آمده ، قابل آن است كه به بادها و فرشتگان هر دو تأويل شود ، پس اگر « المرسلات » را ملائكه تصور كنيم ، وحى خدا و آيات او را به انبيا القا مىكنند و سپس به مردم ، و اگر به بادها تأويل كنيم ، اين بادها مايه فرو ريختن باران مىشود كه خود تذكره و يادآورى براى مردم است .
ممكن است گفته شود كه
الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً
به معنى بادهايى است كه به صلاح و خير مردمان عمل مىكنند ، يعنى فرستاده شدگانى به شمار مىروند كه مردم آنها را مىشناسند ، و به سبب بارانى كه از آنها به دست مىآيد خواستار آنها محسوب مىشوند .
به هر صورت اجمال اين كلمات ما را بر آن مىدارد كه حقايق را به يكديگر بپيونديم و ميان بادهاى فرستاده شده همراه با باران و بركت و فرشتگان موكل بر آنها يا فرستاده شدگان همراه با رسالت و پيغام تمايزى قايل نشويم ، بدان جهت كه
هامش
( 2 ) - الدر المنثور ، ج 6 ، ص 303 .
( 3 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 415 .
( 4 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 267 .