تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
نهى خويش آنان را چنان بستيم كه از حدود خدا تجاوز نكنند ، به همان گونه كه براى جلوگيرى از فرار اسير او را با قيد و بند مىبندند . « 51 » و شايد معنى ظاهر اسر باشد ، كه اين با بخش دوم آيه تناسب دارد و با سياق هماهنگ است ، پس در آن حال كه خدا دوستى كفار را نسبت به دنياى زودگذر بيان كرد ، از همين دوستى ترك آخرت و ملتزم نبودن به اوامر و نواهى خدا نتيجه مىشود ، و آنان بى بند و بار به هواهاى نفسانى و شهوتهاى خويش مىپردازند ، خواست / 195 تا در اين باره تأكيد كند كه هرگز جاى عصيانى نيست ، و اين خود خواستار تأكيد بر حاكميت خدا بر انسان و تسلط بر او است ، و اين كه حول و قوت انسان به او است ، و حول و قوت ذاتى ندارد . شايد به كاربردن كلمه أسر در اين جا براى به خاطر آوردن اين مطلب باشد كه آدمى مقيد به قدرت خدا است ، بدان سبب كه بستن و اسارت وى به دست خدا است ( و بدين گونه معانى اسر در آيه با يكديگر جمع مىشود ) . آن كس كه در وجود انسان بينديشد ، به اين نتيجه مىرسد كه آدمى چه از لحاظ تكوينى و چه از لحاظ عملى اسير خدا است ، زيرا كه از يك سو محكوم به قوانين تكوينى نمو و انتقال اجبارى از مرحله‌اى به مرحله ديگر از زندگى است ، و اين كيفيتى است كه در گردش خون و حركات قلب و اعمال دستگاه گوارش و جگر و . . . و . . . نيز وجود دارد ، و از سوى ديگر اسير تدبير خدا و سنت او در زندگى است و ، مثلا ، نمىتواند در مقابل مرگ ايستادگى كند . . . و من به اشاره‌اى به اين گونه تفسير در نزد علامه طباطبايى در آن جا دست يافتم كه گفته است : و آيه به معنى دفع دخل مقدر است ، و تو گويى كسى چنان توهم كرده است كه دنيا پرستان با اين دنيا پرستى و اعراض از آخرت خداوند متعال را عاجز كرده باشند ، و به اين كه از ايشان خواسته است تا ايمان آورند و فرمان او را برند خللى رسانده باشد ، پس در پاسخ ايشان گفته است كه آنان آفريدگان خدايند ، آنان را آفريده و سخت بسته و
هامش
( 51 ) - همان كتاب ، ص 413 .