از آن عامل اساسى براى برگزيده شدن راه حق به توسط ايشان و رهروى سالم آنان در زندگى است ، به ما تأكيد مىكند كه مشكل كافران كه سبب كشيده شدن ايشان به گناه و گمراهى است ، در دوستى شديد آنان نسبت به دنيا و كفرشان به آخرت تجسم پيدا مىكند . إِنَّ هؤُلاءِ يُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ يَذَرُونَ وَراءَهُمْ يَوْماً ثَقِيلًا - آنان اين جهان شتابنده و موجود را دوست مىدارند و در پشت سر خود روز گرامى را ( فراموش كرده ) بر جاى مىگذارند . » از آيه چنين مىفهميم كه دوستى دنيا همچون پرده و حجابى است كه ميان آدمى و ايمان آوردن به آخرت حايل مىشود و او را از اين ايمان باز مىدارد ، و راه دريدن اين حجاب ، حضور روز سخت و سنگين قيامت در ذهن و جان آدمى از طريق يادآورى ايستگاههاى هولناك و چشم اندازهاى سنگين و هراسناك آن است . نَحْنُ خَلَقْناهُمْ وَ شَدَدْنا أَسْرَهُمْ - ما ايشان را آفريديم و اسارت ايشان را محكم كرديم . » صاحب مجمع البيان گفته است : معنى اصلى أسر بستن است ، و از اين رو قتب مأسور يعنى روده كوچك بسته شده است ، و از همين كلمه لفظ اسير مشتق شده است ، بدان سبب كه اسيران را با قيد و بند مىبندند ، و از اين گفته ايشان است : خذ بأسره يعنى سخت او را ببند ؛ « 50 » وَ شَدَدْنا أَسْرَهُمْ يعنى آفرينش ايشان را به نيرو و محكم انجام داديم ، بنا بر گفته قتادة و مجاهد ؛ و گفتهاند كه أَسْرَهُمْ يعنى بندهاى ايشان به گفته الربيع ، و به قولى پيوندگاههاى رگها و پيهاى ايشان ، و اگر اين چيزها در آفرينش ايشان درست نمىبود ، كار كردن و بهره بردن از آنها امكان پذير نمىشد ؛ و به گفته جبائى ، يعنى آنان را نيرومند آفريديم ، و به گفتهاى ديگر معنى چنين است : آنان را به فرمان خود مكلف ساختيم و با امر و
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 205
مساهمون: احمد آرام
ص٢٠٥
هامش
( 50 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 412 .