هر گاه كه بخواهد آنان را مىبرد و ديگران را به جاى ايشان مىآورد ، پس چگونه مىتوانند خدايى را عاجز كنند كه آفريدن و فرمان دادن و زندگى و نيرومندى ايشان به دست او است ؟ ! « 52 » و آشكارترين نشانههاى اسارت بشر همان مرگى است كه خدا به آن بشر را مقهور كرده و آنان را در هر جا و به هر صورت كه بخواهد مىميراند و ديگران را به جاى ايشان به دنيا مىآورد بدون آن كه احدى بتواند در اراده او خللى وارد كند ، بدان سبب كه در بقا يگانه است « و قهر عباده بالموت و الفناء » و بندگانش را مقهور به مرگ و نيستى كرده است . « 53 »
وَ إِذا شِئْنا بَدَّلْنا أَمْثالَهُمْ تَبْدِيلًا
- و اگر بخواهيم ايشان را با همانندان ايشان جانشين خواهيم كرد . » يعنى ديگرانى همچون آنان را به جاى ايشان مىآوريم ، يعنى يا ايشان را هلاك يا آنان را به حاكميت مىرسانديم . و از آن روى كلمه امثال در اين جا - و در موارد مشابه - آمده است تا اشاره به صفات ايشان شده باشد ، و هر كس كه - همچون ايشان - متصف به صفت عجز و ضعف و محدوديت باشد ، نمىتواند به هيچ وجه خدا را عاجز كند ، / 196 چرا كه اسر ايشان به دست او است و تواناى بر تبديل كردن آنان به كسانى ديگر است ، با علم به اين كه كلمه مثل دلالت بر شبيه دارد ، ولى از لحاظ اوصاف و طبايع ، و خدا عالم است .
بر انسانى كه مرگ ناگهان بر او وارد مىشود ، بايسته است كه درباره آنچه پس از مرگ خواهد آمد بينديشد و خود را براى آن آماده سازد ، كه اين كار با پيروى از حق و راه راست كه راه رسيدن به رضوان و خرسندى خداوند متعال است صورتپذير مىشود كه همه كار به دست او است و به هر چه خواهد فرمان مىدهد و بازگشت به سوى او است .
إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ
- اين يك يادآورى و پند است . »
هامش
( 52 ) - الميزان ، ج 20 ، ص 123 .
( 53 ) - دعاى صباح ( مفاتيح الجنان ) .