تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ
- به راستى در آن هنگام كه جان به استخوانهاى ترقوه و چنبر گردن رسد . » ترقوه دو استخوان است كه ميان گودى پيشين گلو و سرهاى دو شانه قرار دارد ، « 47 » و صاحب مجمع البيان گفته است : تراقى جمع ترقوه است ، و آن قسمت پيشين حلق است در بالاى سينه كه نفس در هنگام مرگ به آن جا بالا مىآيد و بانگ خر خر « 48 » در هنگام سكرات مرگ از همين گونه نفس كشيدن پديد مىآيد . و رسيدن روح به تراقى كنايه از بالا آمدن و نزديكى بيرون رفتن و جدا شدن آن از بدن است ، و شايد اين حقيقتى باشد كه شخص مشرف به مرگ در سكرات موت آن را مشاهده مىكند .
وَ قِيلَ مَنْ راقٍ
- و مىگويند كدام پزشك است ( كه افسون كند ) ؟ » يعنى كسان شخص مشرف به مرگ مىگويند : من راق : كدام پزشك شفادهنده است كه او را معاينه و مداوا كند ، و به قولى معنى آن است كه : فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب با يكديگر در جدالند كه كدام يك حامل روح او باشند و آن را بالا برند ( يرقى بروحه ) « 49 » كه رازى و زمخشرى و صاحب تفسير فتح القدير چنين نظر داشته‌اند ، و شايد منظور اشاره به رقيه ( يعنى دعاها و تعويذهايى كه بر كاغذ براى شفا مىنويسند ) بوده باشد كه در اين صورت معنى آن مىشود كه خود وى يا كسانش در جستجوى كسى بر مىآيند كه اين رقيه را بنويسد و شفا حاصل شود . / 157
وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ
- و بدانست كه از دنيا جدا مىشود . » ظنّ به معنى يقينى است كه به حدّ تصوّر مىرسد و شبيه رؤيت و ديدن است ، پس شخص در حال مرگ حقيقت مرگ و آخرت را مىبيند و در اين هنگام است كه يك دست خود را جمع مىكند و مىفشارد و ديگرى را مىگشايد ، و بدين
هامش
( 47 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 230 . ( 48 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 400 . ( 49 ) - همان منبع ، ص 401 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 168 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي